نمایشگاه بیست و هشت

نمایشگاه کتاب امسال رو هم مثل سالهای قبل با یک لیست کتاب (که در طول سال قبل یادداشت کردم) و یک کیف کوچیک و یک ساک خرید شروع کردم؛ به همراه یک بیسکوئیت که حکم ناهار رو برام داشت. با این تفاوت که از قبل آدرس تمام کتابها و انتشاراتی که می‌خواستم رو از سایت نمایشگاه درآوردم و دیگه لازم نبود تو صف اطلاعات نمایشگاه صبر کنم و دونه دونه کتاب‌هام رو برای متصدی بخونم و آدرس‌ غرفه رو بدست بیارم.

IMG_۲۰۱۵۰۵۱۷_۲۱۱۴۲۷

طول خرید و گشتن‌م در شبستان یک ساعت و نیم طول کشید و تو این زمان شانزده کتابی که می‌خواستم رو خریدم. از نظر زمانی و خسته نشدن خیلی راضی بودم ولی دوست داشتم زمان بیشتری میذاشتم و بیشتر بین غرفه‌ها و ناشرها میگشتم و کتاب‌ها رو نگاه میکردم و فقط بر اساس لیستم جلو نمیرفتم؛ ولی نشد.

تو چندسال اخیر خیلی میشنوم یا می‌خونم که میگن “ما نمایشگاه دیگه نمیریم چون بدرد نمیخوره، تو طول سال کتاب میخریم یا کتاب نخونده زیاد داریم”، ولی من همون‌قدر که تو طول سال دوست دارم برم خیابون انقلاب و بین کتابفروشی‌ها بگردم و قفسه‌ها رو نگاه کنم و کتاب بخرم، دوست دارم هرسال نمایشگاه رو برم و با وجود همه شلوغی و گاها بی‌نظمی‌هاش، بین راهروها راه برم و کتابهای مختلف و موضوعات و حتی طیف‌ و مردمی که به نمایشگاه میان رو ببینم. گاهی با ناشرها و نویسنده‌ها، که تو طول سال به راحتی نمیشه باهاشون ارتباط داشت، صحبت کنم و نظراتم رو درباره کتاب‌هاشون بگم.

هر سال هم کتاب‌های خوبی که میبینم یا یادداشت کردم رو میخرم، حتی اگه تو طول سال بعد فرصت خوندنشون رو پیدا نکنم، یا کتابهای نخونده تو کتابخونه‌ام داشته باشم، چون میدونم بالاخره یکروز به آن کتاب احتیاج پیدا میکنم و سراغ‌ش میرم. از طرف دیگه بعضی از کتاب‌ها چاپ مجدد نمیشن و پیدا کردنشون سخت میشه ( دو تا کتاب از کتابهایی که امسال میخواستم بخرم، انتشاراتی گفت دیگه چاپ نمیکنیم و من پشیمون شدم چرا سال قبل نخریدم) یا بعضی از کتابها به دلایل مختلف ممنوع چاپ میشن و باز هم پشیمونی از نخریدنش میمونه برام ( دوتا از کتاب‌های لیستم هم ممنوع چاپ شده بودن امسال)

خلاصه اینکه من نمایشگاه کتاب رو دوست دارم، حتی اگه فقط حدود دوساعت بتونم براش وقت بذارم.

vaadi.ir
نسبت به پارسال خیلی کمتر خرید کردم

اسم کتاب‌ها و موضوع‌شون رو تو ادامه مطلب آوردم. شاید سال بعد نوشتم که از این شانزده تا چند تا خونده شده

۱. هفت روایت خصوصی؛ حبیبه جعفریان؛ موسسه امام موسی صدر   درباره زندگی و شخصیت امام موسی صدر

۲. کتاب کافی؛ محسن حسام مظاهری؛ نشر خیمه    روایت زندگی حجت السلام شیخ احمد کافی

۳. کتاب فلسفی؛ علیرضا مازاریان؛ نشر خیمه    روایت زندگی حجت السلام شیخ محمدتقی فلسفی

۴. میزبانی از بهشت؛ انتشارات صهبا     روایت حضور مقام معظم رهبری در منازل شهدا

۵. مسجد و مدرسه عالی شهید مطهری؛ سازمان زیباسازی شهر تهران

۶. عمارت مسعودیه؛ سازمان زیباسازی شهر تهران

۷ و ۸. مانولیتو؛ الویرا لیندو؛ انتشارات آفرینگان    رمانی اسپانیایی مناسب نوجوانان ( من برای خودم خریدم البته)

۹. شکاف؛ محمد ستاری وفایی؛ انتشارات عمادفردا    رمانی با موضوع نقد جریان‌های روشنفکری و اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸

۱۰. درضیه؛ حسین شرفخانلو؛ انتشارات روایت فتح    شهید شرفخانلو به روایت مادر

۱۱. در پایتخت فراموشی؛ محمدحسین جعفریان؛ انتشارات سوره مهر   حاشیه‌نویسی سفر به کابل و پنجشیر

۱۲. اعترافات؛ محمدرضا زائری؛ نشر آرما    مجموعه مقالات

۱۳. ر؛ مریم برادران، نشر آرما   زندگی شهید رسول حیدری از شهدای سپاه قدس ایران در بوسنی

۱۴. زخم داوود؛ سوزان ابوالهوی؛ نشر آرما    زندگی چهار نسل از یک خانواده فلسطینی را برای خواننده روایت می‌کند و علاوه بر اینکه موضوع اصلی رمانش مقاومت مردم فلسطین است، اما از عشق و غرور و ایمان نیز سخن می‌گوید.

۱۵. داستان جاوید؛ اسماعیل فصیح؛ نشر البرز   داستان واقعی جوانی زرتشتی که در دوران زوال سلطنت قاجار و ابتدای حکومت رضاخان  از یزد به تهران می آید و در زیر ستم جامعه استبدادی آن دوران کمر خم می کند.

۱۶. کشتن مرغ مینا (مقلد)؛ هارپرلی؛ انتشارات امیرکبیر     داستان زندگی «آتیکوس فینچ»، وکیلی میان سال است که برای دفاع از مردی سیاه‌پوست که به جرم تعرض به یک زن سفید‌پوست دستگیر شده، انتخاب شده ‌است.

IMG_۲۰۱۵۰۵۱۳_۱۸۴۵۴۹این هم نشانه کتاب (گلبوک) که انتشارات آرما هدیه داد

17 دیدگاه برای “نمایشگاه بیست و هشت”

  1. متاسفانه من از اون آدمایی هستم که حدود سه ساله نمایشگاه کتاب نمی‌رم و یا خیابونهای انقلاب به سرعت میگذرونم تا کتاب نخرم، نه بخاطر اینکه دوست ندارم و یا از شلوغی و بی برنامه گی های نمایشگاه خوشم نمیاد، اتفاقا همین شلوغی و گشت و گذار نمایشگاه و خیابون انقلاب دوست دارم ولی چیزی که باعث میشه نرم نمایشگاه درسمه که در صورت کتاب خریدن نمیتونم بخونمشون و عذاب وجدانی توی دلم غوغا میکنه که چرا هنوز نخوندمش و الکی کتابخونه رو پر کردم ولی دیدگاه شما در مورد کتابهای نخونده کتابخونه تون برام جالب بود و تا حالا از این منظر به این موضوع نگاه نکرده بودم.

    راستی شما چطور با کتاب‌هایی که میخواین بخرید توی طول سال آشنا میشید که می‌تونید لیست بردارید؟

    1. پارسال نرفتین آخر؟ یادمه تو مطلب نمایشگاه پارسالم نظر گذاشته بودید.
      توطول سال کتابهایی که تازه رونمایی میشه و تو سایتها خبرشون رو میزنن، یا تو وبلاگها و سایتهایی که میخونم و معرفی کتاب کردن، یا حتی اینستاگرام یا حتی تو کتابهای دیگه گاهی اسم از کتابی میبرن ( مثلا یکی از همین کتابها رو تو یه متنی از همشهری داستان، باهاش آشنا شدم و اسمشو یادداشت کردم) . پارسال تو وایبر یه گروهی عضو بودم که کتابهایی که خوندن رو معرفی میکردن، خیلی گروه خوبی بود و از همه طیفی آدم توش بود و معرفی کتاب میکردن.
      اینطوری ها کتابها رو یادداشت میکنم. یه جای دیگه هم گودریدزه راستی. البته مدتیه ازش استفاده نکردم، ولی قبلا از آنجا هم کتاب پیدا میکردم

  2. کتابها سه دسته‌اند :

    ۱- کتابهایی که هم باید خرید و در کتابخانه خود داشت و حتما هم باید آن را خواند و بعدها هم به آن مراجعه داشته و گاه مجددا خواهی خواند

    ۲- کتابهایی که اگر در دسترس بود فقط یکبار ارزش خواندن و گاهی تورق را دارند ولی نباید پولی بابت آنها پرداخت و ارزش داشتن و نگهداری را ندارند، بلکه با امانت از کتابخانه یا آن نانوایی بربری که کتاب امانت می‌دهد و چه کار زیبایی !

    ۳- کتابهایی که نه ارزش خواندن دارند و نه ارزش خریدن و حیف پول و وقت انسان که صرف این کتابها شود و چه بسیارند این دسته از کتابها !

  3. سلام
    ممنون بابت معرفی کتابها.
    هفت روایت خصوصی و پایتخت فراموشی انصافا خواندنی ند.کشتن مرغ مقلد هم.
    باقی رو نخوندم و نظری ندارم، أما پیشنهاد میدم اگر نقد طیف روشنفکر جامعه براتون اهمیت داره،آثار و حرفهاشون رو مستقیم بشناسید قطعا کمک بیشتری میکنه.
    یاعلی

  4. سلام
    از اینکه میبینم با یه دوست وبلاگ اشتراکات کتابی دارم خیلی خوشحالم:-)
    منم از نمایشگاه ر، در پایتخت فراموشی و هفت روایت خصوصی رو خریدم .
    بجای زخم داود من کتاب جایی که خیابانها نام داشت از رنده عبدالفتاح رو خریدم.
    کافی رو هم قبل از نمایشگاه خریدم .

  5. سلام
    وب خوبی دارین
    از نوشته هاتون معلومه باسوادین
    من یه فیلم ساز قمی هستم دارم رو موضوع بلوغ کار میکنم
    خواستم بدونم تو این کار کمک میکنین؟
    ما به امثال شما برای تولید یک کار قوی نیازمندیم
    خوشحال میشم کنارمون باشین
    التماس دعا

  6. از نوشته‌تون متشکرم.
    هم یکی دو تا از کتابا بود که معرفی‌شون جلب‌م کرد؛ و هم از طرز ِ نگاه و دیدگاه‌تون بهره بردم.

    نو به نو بجوشید الاهی.

  7. منم البته بخاطر همین اعتقاد هست که کتاب میگیرم،درحالیکه نخونده زیاد دارم
    اینکه میدونم موضوعش چیزیه که حتما بهش نیاز پیدا میکنم
    و اگر الان نخونم، وقتش میرسه

    یا مثلا بعضی کتابهارو اگر خودم نخونم،میدونم دوستان میخونن، خودم درحد تورق میخونم که بدونم قضیه چیه :دی

    امسال یادم رفت عصرداستان برم 🙁 میخواستم ببینم جدید چی داره
    روز آخر یادم بود برمش،نمیدونم چیشد فراموش کردم برم 🙁

  8. نمایشگاه کتاب

    اونقدر واسم ارزش داره که واسش اونقدر وقت بگذارم، که از اصفهان بکوبم برم تهران و اونقدر واسم مهم هست که حتی کتابم نخریدم باز از رفتن تا نمایشکاه و قدم زدن بین راهرو ها ناراحت نشم (دقیقا مثل پارسال؛ که حتی یک کتاب هم نخردیم! و فقط تاب خوردم!)

    ولی از کتاب خریدنم خوشم نیومد؛ چون کتاب ها رو بیشتر دلی خریدم و تمام اون لیستی رو که تهیه کرده بودم رو حتی یه دونش رو هم نخریدم!!!

  9. سلام
    قبول باشه عبادات شما
    خیلی خوشحال شدم که با این خانه آشنا شدم
    همه طعم کتاب می داد،هم شعر ،هم زندگی و هم…

    موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *