تو وضعیتی هستم که واقعا نمیدونم چه باید بکنم. از دیروز که ایمیل رو خوندم، هنگ کردم؛ انقدر هنگ که کلا فایلهای ورد رو بستم. هرچی فکر کردم دیدم نمیشه دیگه، نمیرسم. برای احمد پیامک زدم و گفتم چی شده، گفت خودم انجام میدم؛ ولی نمیدونم میرسیم یا نه. هنوزم به آن لحظه ای که ایمیل رو خوندم فکر میکنم، قلبم وایمیسته … و هنوزم نمیدونم چه کنم. بهترین راهی که به ذهنم میرسه اینه که قسمت قسمتش کنم و به افراد مختلف بدم، ولی دقیقا به کی؟ چند نفری که قبلا گفتن انجام میدیم و بعد بهشون گفتم نیازی نیست، دیگه روم نمیشه بهشون بگم … خدایا فرجی
از طرفی همش به فکر مسافرت مامان هستم که چی میشه و باید این مدت چه کنیم. امید داشتم این سرطان تا آن موقع بیشترش انجام میشه و خیالم راحت تر، ولی الان نمیدونم واقعا چه کنم …
گاهی دوباره میگم ولش کنم، بهدرک که نشد تمومش کنم ولی باز میگم باید به خودم ثابت کنم که میتونم … حالا که بعد دو سه سال قبول کردن که دوباره ادامهاش بدم حیفه واقعا …
گیجم هنوز .. هنوز و بعد بیست و چهار ساعت
راستی نمیدونم چه شهری هستید، ولی من تهرانم…
سلام
ممنونم. درباره کامنت قبلی تون، باید بگم یکسری متن عربی ه که باید به فارسی ترجمه بشه 🙁
و واقعا متشکرم بابت حتی همین پیشنهاد یاری رسوندن. دلگرم میشه آدم
سلام
دوباره مبهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب بابا تقصیر امثال من که فقط چند ماهه وادی شناس شدیم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگن سرطان واگیردار نیست اما انگار داره منتقل میشه این سرطان شما به ما!!!
جریان ایمیل چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
خب بگین شاید ما هم تونستیم کمک بدیم
هرچی نباشه ماهم یه دستی توبعضی چیزا داریما(البته اینو از سر تواضع گفتم)
سلام
حقیقتا فکر نکنم کلا کسی چیزی سردربیاره زیاد، حتی دوستان چندین ساله ام.
برای تموم کردن سرطان، باید یه متن عربی ترجمه بشه به فارسی، یک نفر قول داده بود ترجمه کنه، ولی نتونست! بعد دوهفته گفت نمیتونم و من هنوز نتونستم کاری انجام بدم … و مرداد داره تموم میشه
من دو تا پیشنهاد کوچیک دارم شاید به کار بیاد
1)از بعد زمان و مکان خارج بشین
این دو بعد رو از زندگی تون موقتا حذف کنین
حالا بدون در نظر گرفتن زمان باقیمانده با قدرت به سرطانتون بپردازید
فقط به کار فکر کنین نه زمان باقیمانده
تجربه نشان داده قطعا موفق تر خواهین بود.
2)۲دقیقه با عقلتون خلوت کنید!!!
حالا به این فکر کنید که خدای نکرده زمان گذشت و کارشما پایان نپذیرفت (حالا چرا فحش میدی من که گفتم خدا نکرده)…
خب حالا که چی؟؟؟
دنیا وایساده شما میخواین پیاده شین؟؟
نه دیگه بعدش چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه درست بهش فکر کنین
حالا دیگه میتونین با فراغ بال با سرطانتون خوش باشین
…نمیدونم منظورم را رسوندم یا نه؟؟/
ولی…
شما قراره در آینده مادر بشین
مادر شدن یعنی ۱۰۰سرطان باهم
اگر تو این جور کارا کم بیارین که واویلا…
موفق باشین
ایام به کام
پیشنهاد اولتون خیلی خوب بود. ولی من اینبار گفتم برای خودم زمان بذارم، تا زودتر تموم بشه، چون سرطان هم بالاخره زان داره، یهوو میزنه میکشه آدم رو!