پاییز را دوست ندارم. پاییز برایم نماد خزان و از بین رفتن زندگی و طبیعت است، چطور میشود دوستش داشت؟ مثلا مگر میشود مرگی که حیات را از بین میبرد و زندگی را تارومار میکند، دوست داشت؟ مگر وقتی به زندگی دوباره بعدش فکر کنیم؛ یعنی همان بهار و طراوت و دوباره از سر گرفتن زندگی. وگرنه پاییز سردِ خزانزدهی بیروح، که خیلی از آدمها بخاطر هوایش کسل هستند و بیحوصله، پاییزی که خورشیدش هم حتی حوصله تابیدن و زندگی ندارد، به تنهایی، دوست داشتنی است؟
من پاییز را، زرد و نارنجی و قرمز شدن برگها را، ریختنشان را، صبحهای ابری بیرمقش را دوست ندارم مگر وقتی فکر میکنم بعد این پاییز بهاریست.
امروز اول زمستان بود؛ بخاطر نزدیک شدن زمین به بهار، صبح امروز را جشن گرفتم با یک صبحانه خوب. از امروز روزهای تقویم را یک به یک خط میزنم تا رسیدن به بهار؛ تا سلامی دوباره به حیات و زندگی

منم همیشه همین حس رو داشتم. البته موضعم علیه زمستان بیشتر از پاییزه. حتی برف زمستان هم که خیلیها دوست دارند دوست ندارم.
آدم این روزها از ترس برچسبها میترسه از بهار هم بنویسه 🙂
من باز زمستون رو بیشتر از پاییز دوست دارم
جمله اخرتون از لحاظ شعار زنده باد بهاره؟ 🙂
بله 🙂
سلام
رسیدن به خیر خانم!!!
زیارت قبول.
توقع داشتم از کربلا برمیگردین یه پست بذارین لااقل بعضی ها نگران نشوند
از دست شما ناراحتم…!!!!!!
سلام علیکم
چند تا پست نیمه داشتم که نشد کاملشون کنم و پیش نویس موندن.
من زمستونو خیلی دوست داشتم به خاطر همه چی برف بارون زندگی عشق…
ولی امسال حسابی سردمه
سرما تو مغز استخونم رسوخ کرده دوست دارم زودتر تموم بشه.
البته ۲۰ دی تولد بنده است پیشاپیش میتونین تبریک بگین.
راستی چرا عکس جشن صبحونه ایتون بزرگ نمیشه؟؟اون گوشه ای ها کتلت اند؟؟همسری از این صبحانه معده اش تعجب نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟
ان شاءالله همیشه در کنار هم شاد و پیروز باشین (سال بعد به همراه نی نی!!!!سه تایی جشن بگیرین)
ایام به کام
سلام علیکم
عکس ها بزرگ نشن، بهتره. کتلت نیستند، نان هستند.
سالی یکبار، چنین صبحانه ای برای معده خوبه!
ممنون از دعایتان
سلام.خسته نباشید
از وبلاگ من هم دیدن فرمایید
با تشکر
سلام
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کامنت های من مشکلی داشت؟
سلام علیکم.
نه نه. سوتفاهم نشه. کامنتهای شما احتیاج به پاسخ داشت. برای همین تایید نکردم تا با جواب منتشرشون کنم.
ببخشید
سلام
شهادت شیخ نمر را تسلیت میگم.