سلام بر بهار

 پاییز را دوست ندارم. پاییز برایم نماد خزان و از بین رفتن زندگی و طبیعت است، چطور می‌شود دوستش داشت؟ مثلا مگر می‌شود مرگ‌ی که حیات را از بین میبرد و زندگی را تارومار میکند، دوست داشت؟ مگر وقتی به زندگی دوباره بعدش فکر کنیم؛ یعنی همان بهار و طراوت و دوباره از سر گرفتن زندگی. وگرنه پاییز سردِ خزان‌زده‌ی بی‌روح، که خیلی از آدم‌ها بخاطر هوایش کسل هستند و بی‌حوصله، پاییزی که خورشیدش هم حتی حوصله تابیدن و زندگی ندارد، به تنهایی، دوست داشتنی است؟

من پاییز را، زرد و نارنجی و قرمز شدن برگ‌ها را، ریختن‌شان را، صبح‌های ابری بی‌رمقش را دوست ندارم مگر وقتی فکر می‌کنم بعد این پاییز بهاریست.

امروز اول زمستان بود؛ بخاطر نزدیک شدن زمین به بهار، صبح امروز را جشن گرفتم با یک صبحانه خوب. از امروز  روزهای تقویم را یک به یک خط میزنم تا رسیدن به بهار؛ تا سلامی دوباره به حیات و زندگی

vaadi.ir

11 دیدگاه برای “سلام بر بهار”

  1. منم همیشه همین حس رو داشتم. البته موضعم علیه زمستان بیشتر از پاییزه. حتی برف زمستان هم که خیلی‌ها دوست دارند دوست ندارم.
    آدم این روزها از ترس برچسب‌ها میترسه از بهار هم بنویسه 🙂

  2. سلام
    رسیدن به خیر خانم!!!
    زیارت قبول.
    توقع داشتم از کربلا برمیگردین یه پست بذارین لااقل بعضی ها نگران نشوند
    از دست شما ناراحتم…!!!!!!

  3. من زمستونو خیلی دوست داشتم به خاطر همه چی برف بارون زندگی عشق…
    ولی امسال حسابی سردمه
    سرما تو مغز استخونم رسوخ کرده دوست دارم زودتر تموم بشه.
    البته ۲۰ دی تولد بنده است پیشاپیش میتونین تبریک بگین.
    راستی چرا عکس جشن صبحونه ایتون بزرگ نمیشه؟؟اون گوشه ای ها کتلت اند؟؟همسری از این صبحانه معده اش تعجب نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟
    ان شاءالله همیشه در کنار هم شاد و پیروز باشین (سال بعد به همراه نی نی!!!!سه تایی جشن بگیرین)
    ایام به کام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *