کتاب‌خوانی‌هایمان!

دیروز عصر سوار مترو که شدم با یک صحنه کاملا ناآشنا برخورد کردم!
چهار تا از خانم‌هایی که روی صندلی‌ها نشسته بودند، مشغول خواندن کتاب بودند!

اول فکر کردم که مثل چند ماه پیش یکی دارد در مترو کتاب می‌فروشد و چند نمونه به دست مسافرها داده تا ببینند و اگر خواستند بخرند، به اطرافم که نگاه کردم دیدم هیچ‌ فروشنده‌ای نیست و اگر هم بود و این کتاب‌ها نمونه‌خوانش بودند، این مسافرها انقدر هم در بحر کتاب نمی‌روند.

خیلی عادی بالای سر هرکدام ایستادم تا عنوان کتاب‌هایشان را ببینم:
– روی ماه خداوند را ببوس
– تحلیلی بر رفتار مقابل برای پدرها و مادرها
– گام‌های بلند، آنتونی رابینز
-مردان مریخی، زنان ونوسی

سه تا کتاب در مایه‌های روان‌شناسی که نویسندگان غیرایرانی نوشته‌اند و با ترجمه کردن وارد بازار کتاب ما و حتی پرفروش‌ترین‌هایمان شده و فرهنگ و آدابی را که گاهاً با فرهنگ و آداب ما تقابل و تضاد دارد را معرفی و ترویج می‌کنه.

آنقدر که از دیدن ۴آدم در حال مطالعه در مترو، خوشحال شدم از موضوع  کتاب‌هایی که داشتند می‌خوانند، ناراحت و نگران! شدم.

یعنی در کشور ما هیچ روان‌شناسی نداریم که با توجه به فرهنگ ایرانی و آداب اسلامی‌مان کتابی برای‌مان بنویسد که انقدر به دنبال انتونی رابینز و موفقیت‌هایش ندویم، وجود ندارد؟
یا اصلاً به روان‌شناسی آرامی که در اسلام و متون اسلامی ما وجود دارد، بطور جدی توجه کردیم؟

چند وقت پیش یک بنده خدائی تعریف می کرد که در همایشی که برای مدیران یکی از وزارت‌خانه‌ها گرفته بودند آقای روان‌شناسی آمده و گفته که اصلاً روان‌شناسی در اسلام وجود ندارد!
من چه بگویم؟!

یک دیدگاه برای “کتاب‌خوانی‌هایمان!”

  1. من راستش معتقدم کتابخوانی -مستقل از خوبی یا بدی کتابها- خوب و ارزشمند است. چون کتابخوانی را از نمودهای پرسشگری میدانم و معتقدم پرسشگری از آن صفاتی است که به موصوفش جهتگیری توحیدی میدهد؛ اگر در کوتاه مدت ندهد در درازمدت میدهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *