غریبه‌ شده‌ای برایم اینستا

شما که غریبه نیستید؛ بعد از حذف اکانتم انگار اینستا برایم غریبه شده است.
نوشته‌ها در ذهنم می‌آیند و می‌روند ولی رغبتی برای نوشتن ندارم. حرف خاصی در استوری ندارم مگر همین عکس‌های والپیپری که شب‌ها وسط حال خراب و پریشانم، دنبالشان می‌گردم تا در این روزهای کورونا یی کمی امید و شادی بپراکنم؛ برای شما. برای خودم
ولی اینستا هنوز برایم غریب است. انگار نه انگار هشت سال دفتر خاطراتم بود و دوست می‌داشتمش.
فکر می‌کردم غریبه‌گی‌ام چونان طفلی دو ساله است که قهر کرده و ناراحت است که چرا اسباب‌بازی‌اش را گرفته‌اند.
گمان می‌کردم بخاطر حذف شدن اکانت و دور بودن پنجاه روزه از محیط، غریبگی می‌کنم؛ اما این نبود.
کودکانه بود اگر این بود.
چه اینکه اگر حذفی برای خودم نبود، این غریبگی باز هم بود؛ این عُلقه نداشتن به محیط؛ این گوشه‌ای در مجلس نشستن و وارد نشدن در گود.

خود اینستا برایم غریب است. تنگ است. آزاردهنده است.
گذاشتن عکسی از “او” و نوشتن و تگ کردن نامش، اینجا جرم است. محکوم به حذف است.
تروریست می‌خوانند سردارِ ما را؛ سید ما را؛ عماد ما را.
نباید غریبگی کنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *