به سوگ نشسته‌ایم؛ تا ابد

همیشه از خداحافظی آخر سفر بدم میاد. هروقت مسافرت میرم -مخصوصا مسافرت‌های گروهی و کاروانی-، به روزهای آخر که می‌رسم و یاد لحظه‌های آخر و جدائی از همسفران که می‌افتم، دلم می‌گیره و دوست دارم زمان دیرتر بگذره. خداحافظی آخر، نقطه پایانی سفره و بعد از آن، سفر دیگه ادامه‌ای نداره؛ جدا شدن از دوستان و آدم‌هایی که چند روزی همه ساعات و لحظه‌ها باهاشون بودی و رفتین و چرخیدین، سخته و دلگیر؛ ولی ناگزیری از سپری کردن این لحظه‌ها مثل همه ناگزیرهای سخت و تلخ دیگر زندگی.

علت دیگه این دلگیری شاید و حتما برای این‌ه که میدونی دوباره زندگی عادی شروع میشه، دوباره باید برگردی به همان روزها و ساعات؛ به صبح سرکار رفتن و عصر به خانه برگشتن؛ به نت‌گردی معتادانه؛ به همان خیابان‌های شلوغ طهران و … و دلت تنگ شود برای صدای مدیر کاروان که اعلام میکند راس ساعت فلان همه جمع شوند در لابی برای رفتن به زیارت، دلت تنگ شود برای رستوران فندق و کنار دوستان غذا خوردن و صحبت کردن، برای هر روز پرتغال و سیب خوردن؛ برای گرمای کلافه کننده عراق؛ برای آب معدنی‌های خنکی که بعد از سوار شدن به اتوبوس، حکم “شراباً طهورا” را داشت؛ و برای حرم مولا و ایوان طلایش، برای ناودان طلایش که تو را یاد مکه و خانه خدا می‌انداخت، برای بین‌الحرمین، برای گلدسته‌ها وگنبد متفاوت حرم سقا، برای میدان مشک، برای پرچم قرمز افراشته بر گنبد، برای کبوتران، … برای ع ش ق، برای حرم مسقف‌ش، برای لرزش پاهایت، برای خیره ماندن‌ها به ضریح شش گوشه‌اش، برای سر بلند کردن زیر قبه و دعا کردن، برای بغض در گلویت … برای گرمی چشم‌هایت … برای ناحیه مقدسه خواندنت …

برگشته‌ایم به خانه ولی با بغضی در گلو و دل‌ی جامانده
نقل کرده بودم «سفری که تا ابد در سوگ‌مان خواهد نشاند» به سوگ نشسته‌ایم با دلی خون‌بارتر …

می‌گویند «زائر کربلا، تا چهل روز، هم‌چنان زائر حساب می‌شود و دعایش مستجاب»
برایمان دعا کنید زائران حرم ارباب {  + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + +‌ + + + + + }

47 دیدگاه برای “به سوگ نشسته‌ایم؛ تا ابد”

  1. خیلی قشنگ نوشتین
    من تاحالا قسمت نشده برم اما این حس رو تجربه کردم
    ایشالا به امید سفر بعدی دلتنگی این لحظه ها کمتر شه
    شما که هنوز زائرین دعا یادتون نره

  2. می‌گویند «زائر کربلا، تا چهل روز، هم‌چنان زائر حساب می‌شود و دعایش مستجاب»…
    چقدر با این گریه کردم فاطمه..تو هم دلهای خسته مار و دعا کن بانوی ِ اینهمه خوبی!

  3. دلمان عجیب تنگ شد….
    حتی برای شر شر عرق کردن ها !!!!!
    حتی برای صدای رئیس کاروان …..
    چه رسد به نگاه های طلایی به شش گوشه و قصر امام ها .
    کاش در باقی ۹۰ یک بار دیگر همسفر باشیم

    1. سلام علیکم
      ان شالله به زودی زود روزهایی میرسه که برای رفتن به کربلا دیگه نه به ویزا و پاسپورت احتیاجی باشه و نه به هواپیما و ماشین و پول
      ما به امید نفس کشیدن در حکومت مهدوی، زنده ایم.

    1. متشکرم؛ ان شالله
      من زیارت وداع را میخونم، چون به نظرم زیارت وداع خوندن مثل اینه که رفتی خونه یکی مهمونی، از در داری میای بیرون، میگی خدافظ دوباره خدمت میرسیم. تعارف هم میکنی که شما هم تشریف بیارید خونه ی ما
      تو خود وداع نامه هم اکثرا آمده که این زیارت را زیارت آخر من قرار نده. یعنی خدافظی میکنم که دوباره برگردم

  4. از پشت نقابمان عیان کن مارا
    آئیــنه عبــرت جهــان کن ما را
    آقا همــه ادعای یـــاری داریم
    این جمعه بیا و امتحان کن ما را
    این طالب بدم المقتول بکربلا ؟؟؟
    با تشکر

  5. سلام
    به قول شاعر : لب جوی نشین و گذر عمر بین.
    این قافله عمر عجب می گذرد.
    مخصوصا زمانی که انسان نیاز داره تا بیشتر استفاده کنه
    ما رو هم از دعاتون محروم نکنین .
    به سید هم سلام برسونید
    با تشکر

  6. سلام
    پست ها و تصاویر از این سفر آتشی است دوباره بر جانمان
    و التیام نمی یابد با زیارتی مجدد.
    انشاء الله دوباره قسمت و روزی شود.
    نسئلک الدعا

      1. سلامـ
        زیاراتـــ قبول
        شاکرمـ از اینکه کربلا نرفته از دنیا نمیرمـ
        و شاکرمـ بابتــــ اینکه وجود همسفرانی خوبــــ ، باعث شد تا درک بهتری از سفر داشته باشیمـ
        لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ
        در حریم قدس رضوی دعاگوی شما و خانواده محترم هستم .
        موید باشید

      2. از اینجا رد می شدم، دیدم که سوالی پیش آمد زیر نظر بنده …
        بازگوی خاطرات و یادآور آن دوران شدید و باز ممنون.

        و اما جواب سوال:
        از اسم و رسمم پیدا ست که خانم نیستم.
        و بله، همسفرتان بودم با نازبانو …!

        و سوالی که بر من پیش آمد، چگونه است که لینک وبلاگ بنده را دارید در انتهای متن ولی نمی دانستید که ماهم بوده ایم همراه!!؟

        به هر حال انشاء الله قسمت شود مجدد، قبل از پایان ۹۰

        1. ان‌شالله .. به زودی زود
          مثل آقای نخلی و دژاکام که این روزها آنجا هستند …
          از حواس‌پرتی‌ام بوده مسلماً 🙂 و گیجی!
          متاسفانه همسرتان را هم نمی‌شناسم … یکی از نواقص سفر شاید این بود که همه دوستان را به هم معرفی نکرد. البته شاید فضا و موقعیت خیلی مناسبی هم نبود آن سفر و لحظاتش
          التماس دعا

  7. سلام
    برای خداحافظی از حرم ها هم دلمان تنگ میشود.اشک هنگام خداحافظی یه چیز دیگه است که با هیچ اشکی نمیشه عوضش کرد.
    انشاالله مکرر زیارت وداع نصیبتون بشه
    التماس دعا

  8. سلام
    زیارت قبول
    آدم تا زمانی که کربلا نرفته نمی دونه چه جای عاشقانه ایه، انصافا بعد از سفر مثل مجنون دلباخته ی اونجا میشه…
    حالا که تا چهل روز مستجاب الدعوه هستین برا همه ی بچه هایی که نظر دادن و ندادن دعا کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *