خسران در زندگی ما قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟ گفت : نفروختم ، ولی تمام شد . هفته دفاع مقدس مبارک . آنها که می توانستند به جبهه بروند و نرفتند ، خسران کردند. آنها هم که رفتند و هنوز زنده اند به نوعی احساس خسران می کنند که چرا مانده اند: ما آمده بودیم که مردانه بمیریم در پیچ و خم جنگ، دلیرانه بمیریم آن جا که جنون حاکم بی چون و چرا بود شوریده و شیدایی و مستانه بمیریم سخت است در این شهر که در بین رفیقان این گونه پریشان و غریبانه بمیریم مهلت بده ای عمر نفس گیر که شاید خونین کفن و شاد و شهیدانه بمیریم ان شاء الله اگر کسی نام شاعر محترم این شعر را می داند، بگوید تا به رسم ادب و امانت، پای اثر زیبایش بنویسند. پاسخ
خدا رحمت کنه آقای عبادی رو.یه بار که قم خونه شون بودیم این سوره رو خیلی زیبا تفسیر کردن.معنی عمیق خسران رو… پاسخ
اولی : جات خالی ، رفته بودم پای منبر فلان واعظ ، معرکه بود . نمی دونی چقدر قشنگ سخنرانی کرد. دومی : حالا یک کمی بگو ببینم چی می گفت ؟ اولی : چیزی یادم نیست . فقط اگه بدونی چقدر خوب صحبت کرد!!!! ——————————– خدایشان رحمت کناد پاسخ
خسران در زندگی ما قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟ گفت : نفروختم ، ولی تمام شد .
هفته دفاع مقدس مبارک .
آنها که می توانستند به جبهه بروند و نرفتند ، خسران کردند.
آنها هم که رفتند و هنوز زنده اند به نوعی احساس خسران می کنند که چرا مانده اند:
ما آمده بودیم که مردانه بمیریم
در پیچ و خم جنگ، دلیرانه بمیریم
آن جا که جنون حاکم بی چون و چرا بود
شوریده و شیدایی و مستانه بمیریم
سخت است در این شهر که در بین رفیقان
این گونه پریشان و غریبانه بمیریم
مهلت بده ای عمر نفس گیر که شاید
خونین کفن و شاد و شهیدانه بمیریم
ان شاء الله
اگر کسی نام شاعر محترم این شعر را می داند، بگوید تا به رسم ادب و امانت، پای اثر زیبایش بنویسند.
خدا رحمت کنه آقای عبادی رو.یه بار که قم خونه شون بودیم این سوره رو خیلی زیبا تفسیر کردن.معنی عمیق خسران رو…
خدا رحمتشون کنه …
اولی : جات خالی ، رفته بودم پای منبر فلان واعظ ، معرکه بود . نمی دونی چقدر قشنگ سخنرانی کرد.
دومی : حالا یک کمی بگو ببینم چی می گفت ؟
اولی : چیزی یادم نیست . فقط اگه بدونی چقدر خوب صحبت کرد!!!!
——————————–
خدایشان رحمت کناد
رونوشت به هلیا …
هلیا جان اگه یادت هست بنویس که آقای عبادی چی گفتن در تفسیر این سوره