پوره سیب‌زمینی

پوره‌ی سیب‌زمینی را دوست دارم؛ هم خوشمزه است هم راحت و سریع درست میشه.
یادمه چند سال پیش، یکی از اقوام‌ از مشهد آمده بود خونه‌مون، شام براش پوره سیب‌زمینی درست کردیم، چند روز بعد که برگشته بود شهر و دیارخودش، زنگ زد و پرسید آن شام‌ی که آن شب درست کردی، چطوری‌ه دستورش؟ خوشمزه بود خیلی، می خواستم امشب درست کنم!

برای درست کردن پوره، سیب‌زمینی را می‌ذارم یک ساعتی بپزه، وقتی که خوب آبپز شد، پوست‌ش را می‌گیرم و رنده‌اش می‌کنم (گاهی هم با گوشتکوب له‌شون می‌کنم). یک مقدار روغن توی ماهیتابه می‌ریزم و بعد سیب زمینی‌ها به اضافه‌ی نمک و ادویه؛ یک‌مقدار تفت میدم و بعد تقریبا نصف استکان شیر اضافه می‌کنم؛ (میزان شیر به مقدار سیب‌زمینی‌ها بستگی داره) و بعد شروع می کنم به هم زدن تا شیر خوب به خوردِ سیب‌زمینی‌ها بره ونتیجه‌ی کار شبیه یک خمیر زرد رنگ بشه!

یکی از افطارهای رمضانِ گذشته
یکی از افطارهای رمضانِ گذشته

پایه‌ی کارهمین‌ه. من برای اینکه هردفعه یک طعم و مزه‌ی جدید داشته باشه، ماده‌ی جدیدی بهش اضافه میکنم؛ یکبار جعفری خرد می‌کنم و با مواد قاطی می‌کنم، یکبار مقدار زیادی آویشن می‌ریزم، یکبار مقداری زعفرون … که همه‌ی اینها سلیقگی‌ه و همشون به نظرم خیلی خوشمزه تر میکنه.

بین عکس‌هام گشتم و تنها عکسی که از پوره داشتم، همین بود که گذاشتم! با عرض شرمندگی 🙂

شماس شامی

درباره کربلا و وقایع سال شصت و یک هجری، هرچه می‌دانیم و شنیده‌ایم از منابع و روایت‌های کتاب‌های نوشته شده بوسیله‌ی مسلمانانِ آن زمان است.

حال تصور کنید آن ماجرا و وقایع بعد از آن مانند اسارت خاندانِ امامت، فرستادن‌شان به شام و وقایع کاخ یزید در شام را یک فردِ بی‌طرف و غیرمسلمان که شاهدِ آن ماجراها بوده است، روایت کند و درباره‌ی آن بنویسد! مثلا نوکرِ کارگزار امپراطور روم در شام.

کتاب “شماس شامی” داستان قیام عاشورا و حوادث بعد از آن را در قالب گزارشی از زبان “یولیوس” نوکر “جالوت” کارگزار امپراتوی روم در شام به سال ۶۱ ه.ق بیان می‌کند. یولیوس بعد از گم شدنِ ناگهانی سرورش جالوت، در گزارشی سعی می‌کند برخلاف خبرهایی که درباره خائن بودن سرورش به امپراطوری روم رسیده، با شرح دادن همه‌ی اتفاقات رخ داده در شهر شام و اظهارات و اعتراضات سرورش به حکومت شام درباره‌ی کارهایشان و کاروان اسیرانی که به شهر وارد شده‌اند و ملاقاتشان با پدر آگوست‌تینوس و صحبت‌های او درباره‌ی سربازان خلیفه که از جنگی برمی‌گشتند، خائن نبودن جالوت را ثابت کند و رازی را که فقط او خبردار است، افشا کند؛ مخاطب گزارش یولیوس، فرستاده ویژه روم است که برای تعیین جانشین جدید امپراطور روم به شام سفر کرده است.

در ابتدای کتاب با متنی مواجه می‌شویم که از زبان یک محقق سوری نوشته شده است که به طور اتفاقی، کتاب کهن و ناشناخته‌ای به نام “اتفاقات بین النحرین” را در شهر حلب به دست می‌آورد که به زبان لاتین توسط شخصی به نام یولیوس نوشته شده است و حوادثی مربوط به دربار بنی‌امیه و شهر شام در سال ۶۱ هجری را بیان کرده است. بعد از چند صفحه مقدمه مترجم عربی کتاب مقدمه مترجم فارسی کتاب بین النحرین نیز آورده شده است و بعد از آن قصه با قصه گویی “مجید قیصری” آغاز می‌شود؛ و من هنوز نمی‌دانم که “شماس شامی” قصه‌ایست واقعی و تاریخی که مجید قیصری آن را به زبان داستانی روایت کرده یا یک رمان و داستان است؟

اگر همان‌طور که آقای قیصری درباره کتاب اظهار کرده است که “شمّاس شامی” یک رمان است نه تاریخ، پس کتاب “اتفاقات بین النحرین” و نوشته‌ی محقق سوری در ابتدای کتاب چیست؟ در انتهای کتاب نیز از قول آقای قیصری نوشته شده است: . داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند، اما این توان و ظرفیت را دارد که تاریخ را از زاویه‌ای نو روایت کند. گویی دوباره آن را می‌آفریند.

البته چه این کتاب رمان‌ی غیرواقعی باشد چه روایتی از حقیقتی تاریخی، فرقی در اصل موضوع‌ی که بیان می‌کند و حوادث‌ی که بر خاندان حضرت رسول صل الله علیه و آله گذشته است، نمی‌کند.

شماس شامی، نامزد جایزه روزی روزگاری، جلال آل احمد و قلم زرین بوده است و در جشنواره کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور،  در بخش ادبیات داستانی بزرگ‌سال با موضوع آزاد رتبه‌ دوم را بدست آورد. این کتاب به قلم مجید قیصری، توسط انتشارات افق چاپ شده است.