مادر

زمانی‌که نعمتی را داری و همیشه در کنارت حسش می‌کنی، قدرش را نمی‌دانی.
اصلا گاهی اوقات یادت می‌رود شکر کنی به خاطر بودن این نعمت در کنارت.
تلنگر و یادآوری کافیست تا یادت بیفتد که باید قدرش را بدانی و شکر کنی خدا را، به‌خاطر وجود او.
“مادر”

طی دو ماه اخیر، دو نفر از دوستانم مادرانشان را از دست دادند و برای همیشه از نعمت بوسه زدن بر دست‌های مادر محروم شدند.
به سایه‌ی عزیز و زهرا تسلیت می‌گویم؛ می‌دانم صبور هستند ولی طلب صبر و وسعت روح برایتان از خداوند طلب می کنم.
روح مادرانتان قرین رحمت الهی باد ان‌شالله

—————————————————-
الان که دارم این‌ها را می‌نویسم اذان صبح دارد از بلندگوی مسجد محل گفته می شود. خدا همه‌ٔ ما را، به حق رحمانیت خودش، رحمت کند ان‌شالله

6 دیدگاه برای “مادر”

  1. ممنونم راحیل جان
    انشاالله که خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه و این دو عزیز تازه درگذشته رو هم مهمان سفره ی جده ات خانوم زهرا (س) کنه .
    بازم ممنونم عزیزم و امیدوارم خدا سایه ی مامان و بابا رو سالهای زیاد بالا سرتون و به سلامت نگهداره .

  2. ممنونم مهربانم
    هر روز که میگذرد جای خالیش بیشتر حس می شود و میگویند سالهای بعد دردناکتر است , زخمی است که التیام نمی یابد اما من اینطور فکر نمیکنم، مگر میشود مسلمان باشی شیعه باشی و وداع حسنین و زینبین علیهم السلام با مادرشان و داغی جانسوزتر از وداع حسین علیه السلام در صحرای کربلا با اهل بیتش را شنیده باشی و فکر کنی داغ مادرت از آن ها جانسوزتر است! خدا را سپاس میگویم که شیعه ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *