هر دو کتاب، سفرنامهطور!
هر دو نوشته شده توسط نویسنده زن.
هر دو خاطراتِ نزدیک دو سال زندگی در کشوری اروپایی؛
اولی، یک سال و چند ماه زندگی در لوزانِ سوئیس بخاطر درس، دومی سی ماه اقامتِ کاری در پراگِ چک.
نویسنده “دهکده” خانمی با فوقلیسانس زیستدریایی، نویسنده “کوچهها” خانمی با فوقلیسانس ادبیاتفارسی
#دهکده_خاک_بر_سر آنقدر روان و خوشخوان نوشته شده بود که خواندنش چند روز هم طول نکشید ولی #در_کوچه_های_پراگ چند ماه همراهِ کیف و وسایلم بود تا در فرصتهای مُرده مترو و اتوبوس تمام شود و آخر هم فصلهای آخر خوانده نشده رهایش کردم!
دهکده،
همانقدر که از لوزان و جغرافیا و فروشگاهها و مردمش میگفت، از خود
نویسنده و حال و هوا و زندگیاش نیز خواننده را مطلع میکرد و شاید همین
باعث صمیمیت کتاب میشد؛ صمیمیتی که قلمِ روان و بیتکلفِ نویسنده، آن را
بیشتر میکرد.
کوچهها، بنابر شغلِ نویسنده و معاشرتش با مردم مختلف در
پراگ، بیشتر از حال و هوای آنها میگفت. فصلهایی بدون زمان. انگار نویسنده
بعد از برگشت آنچه در خاطرتش مانده از شهر و مردمان نوشته. برعکس دهکده که
خواننده انگار دارد دفتر خاطرات میخواند و ماه به ماه با فائضه قصه و
علیرضایش همراه میشود.
.
در کوچههای پراگ مشاهداتِ اجتماعی، زنانه و ادیبانه زنی است با چمدانی از #زبان_فارسی
که سی ماه در دانشگاه چارلز پراگ “ظاهراً” فارسی درس میدهد و خواننده را
با مردمی سرد، مودب، محافظهکار و آرام آشنا میکند. اما آنقدر خواننده را
محرم نمیداند که حتی دقیق بگوید سفر کاریاش برای چیست؟ همسرش کجاست؟ و تا
آخر خواننده میماند صدرایی که گاهی در سطور کتاب میآید تنهاست یا حورایی
که یکبار سروکلهاش معلوم نیست از کجا پیدا میشود، خواهرش است!
دهکده خاکبرسر اما عالی است. زنی که برای همراهی همسرش با پسر سهسالهشان عازم سوئیس میشود به همراه مهمانی یک ماهه در شکم.
خواننده
آنقدر محرم است که حتی با همسایهها، دکتر زنان، مهدکودکها و مراکز فعال
برای زنان در لوزان، آشنا میشود. آنقدر که ممکن است شب تمام کردن کتاب، تا
صبح خوابِ لوزانگردی ببیند.
پن: البته تفاوت این دو کتاب فقط اطلاعات شخصی دادنِ دهکده نیست! همه بعدی بودن دهکده است و اینکه بعد تمام شدن کتاب، از لوزان اطلاعات خوبی نصیب خواننده میشود، ولی بعد از اتمامِ کوچهها، پراگ هنوز ناشناخته در ذهن خواننده میماند