هفت و نیم صبح است.
ساعت هشت میدان ولیعصر با رویا قرار گذاشته ام.
مسیرها را گذری در ذهنم مرور میکنم تا بهترین و سریع ترین راه را انتخاب کنم.
– مترو؛ ایستگاه انقلاب، سواری تا ولیعصر
– مترو؛ ایستگاه هفت تیر، سواری تا ولیعصر
– اتوبوس تندرو، چهارراه ولیعصر، اتوبوس راه اهن – ولیعصر
– میدان بهارستان، اتوبوس ولیعصر
شلوغ ترین ساعت مترو است پس بی خیالش میشوم و اتوبوس تندرو را به خاطر سرعت و حرکت در خط ویژه اش انتخاب میکنم.
مدیریت زمان که میکنم ان شالله هشت و ربع میدان هستم.
به حساب خودم بهترین و سریع ترین راه را انتخاب کرده ام ولی … زهی خیال باطل
اتوبوس های تندرو، سریع و تند! می آیند و در ایستگاه توقف میکنند، مسافر پیاده میشود و دو برابر تعداد پیاده شده سوار !!!
مانده ام چطور افراد جدید در فضایی که آدم ها از در سرازیر شده اند، جا میشوند
نیم ساعت است در ایستگاه ایستاده ام و هنوز دوازده نفر جلوتر از من ایستاده اند.
حساب میکنم اگر در هر سه دقیقه یک اتوبوس بیاید و دو نفر سوار شوند تا هجده دقیقه ی دیگر نوبت من میشود و به عبارتی چهل و هشت دقیقه که در ایستگاه ایستاده ام.
بی خیال اتوبوس شوم و ادامه ی راه !!! را با مترو بروم؟
باز هم حساب میکنم …
تعوض خط مترو رفتن تا ایستگاه انقلاب و دوباره اتوبوس و … بعلاوه ی شلوغی زیاد مترو
بی خیال مترو میشوم و به انتظار در ایستگاه اتوبوس ادامه میدهم.
وقتی موفق به سوار شدن میشوم، احساس فاتح پیروزی را دارم که به هر سختی به مطلوبش رسیده.
ساعت نه است که به میدان ولیعصر میرسم.
یعنی چهل و پنج دقیقه تفاوت با زمان مدیریت شده ام.
به این نتیجه رسیده ام مدیریت زمان در تهران، مخصوصا ساعت های شلوغ و پر رفت و امدش، چندان توفیری ندارد.در تهران این تو نیستی که زمان را مدیریت میکنی، زمان تو را مدیریت میکند.
رئیس جمهور طرح خروج پنج میلیون جمعیت شهر تهران را میدهد و تسهیلات وام و یارانه و زمین و شغل را در قبالش بیان میکند ولی همه ی نیاز مردم در شهرستان ها همین است؟
مردمی که از شهرهای دیگر به تهران می آیند فقط برای مسکن و شغل می آیند؟
یا برای تسهیلات و امکانات رفاهی بیشتری که در تهران نسبت به شهرهای کوچک تر وجود دارد؟
برای تبلغات و زرق برق بیشتر
خانمی در اتوبوس میگفت :”همین تسهیلات تهران را در شهرها بگذارند ما همه به شهرمان برمیگردیم، خیلی هم راحت تر هستیم در شهر خودمان”
شاید شغل بهتر و حقوق بیشتر علت اول مهاجرت به تهران باشد ولی علت ناقصه است…
وقتی در شهرستان ها مثلا حقوق ها را پنج برابر کنیم، تقاضای مردم هم بیشتر میشود و اگر عرضه برای رفع تقاضا نباشد همان میشود و دور و تسلسل بیهوده
من نه اقتصاد دان و شهرساز و جامعه شناس هستم نه آدم سیاسی که بخواهم دولت را نقد کنم.
یک شهروند که برای شهری که در آن بزرگ شده و زندگی کرده ام و برای مردم کشورم نگرانم.
– حتی برای مصرف گرایی زیاد جامعه ام که شاید به بحث این پست ربطی نداشته باشد که دارد –
گاهی خسته میشوی از تهران و دلت برای طهران تنگ میشود