به شهر که میرسیدیم، قسمت سخت ماجرا
شروع میشد. کل سه روز یک طرف، چند ساعت آخر یک طرف. ازدحام جمعیت، خستگی
راه، شوق وصال، خیابانهای شبیه به هم، کوچههای بدون نام، همه و همه باری
میشد بر دوشت و این چند ساعت آخر، قدر یکروز طول میکشید. یادم است یک
سال در همین سه ساعت آخر بودیم که چرخِ چرخدستیمان درآمد. اعصاب و دست و
پایمان هم درآمد تا آن مسیر را طی کردیم. سالی دیگر بخاطر گم کردن کوچهها،
همسفرهایمان باهم دعوایشان شد؛ سال بعد، بخاطر گم شدن در همین مسیرِ آخر
با سیداحمد بحث و دعوایمان شد. سالی دیگر آنقدر کمتوان شده بودیم که بعد
از هر ده متر، مینشستیم. مینشستیم به استراحت و در کردنِ خستگی پنج دقیقه
راه رفتن! یادم است هر سال از خودم و از سیداحمد میپرسیدم چرا
میآییم؟ مگر مجنونیم؟ این همه زجر و اذیت و بیماری را برای چه تحمل
میکنیم؟ مگر مجبوریم؟ و جوابی پیدا نمیکردم جز “چرا نیاییم؟” ما نمیرفتیم؛ ما “بر میگشتیم”. ما به خودمان، به اصلمان، به کربلا، برمیگشتیم.
حسین علیهالسلام مایهی حیات ماست. کشتی نجات ماست. چراغ هدایت ماست. الحمدلله که پسرِ فاطمه (سلامالله علیها) را داریم. الحمدلله که محبِ فرزندِ علی (علیهالسلام) هستیم. الحمدلله الحمدلله الحمدلله کاش همیشه روحمان در همین مسیر بماند؛ در مسیرِ کربلا؛ در راه حسین (علیهالسلام) و برای حسین. پن: جسممان هر کجا که باشد، باشد
کتاب همراهم بود.
رفتم و روبرویشان نشستم.
کنج دیوار، روی دو پا. سلام کردم؛ به هر سه نفرشان.
گفتم «آمدهام برایتان روضه بخوانم. روضهخوان نیستم اما. کتابم را آوردهام. بلند میخوانم، شما گوش دهید.»
اذن دادند، یعنی حتماً اذن دادند که من کتاب را باز کردم و روبرویشان شروع کردم به خواندن.
ذوالجناح هم آمده بود؛ راوی او بود و داشت برای «ما» روضه میخواند. داستان از زبان ذوالجناح بود.
خواندم و اشک ریختم.
خواندم وحتماً اشک ریختند.
خواندم و اشک ریختیم.
فصل به فصل روضه خواندم و اشک ریختم؛ کنارشان، روبرویشان
و اطمینان داشتم روبرویم نشستهاند و گوش میدهند و همراهیام میکنند در بکاء برای علیاکبرشان.
خاطرهاش شد یکی از بهترین زیارتهایم.
و مگر زیارت غیر از این است؟
بروی خانهشان.
سلام کنی.
سلامت کنند.
بنشینی روبرویشان.
حرف بزنی و
گوش بدهند.
…
کتابی که روبروی ضریح برای حضرتشان خواندم #پدرعشقپسر بود. که بعد از آن سال دیگر نتوانستم بخوانمش جز برای خودشان.
نکاتی برای مرزنشینان
بعضی از زائرین برای رسیدن به مرزهای زمینی با ماشین شخصیشان به این شهرها میروند و مجبورند ماشینشان را در آن شهرها پارک کنند و به آن سوی مرز بروند.
اگر شما ساکن این شهرهای مرزی هستید و در طول زمان رفت و برگشت زوار در شهرتان هستید میتوانید کمکهایی به زوار کنید. ان شالله در ثواب زیارت آنها شریک هستید.
اگر برایتان مقدور است و خانه هایتان پارکینگ دارد، آن را در اختیار زوار قرار دهید تا با خیال راحت و امنیت، ماشینهایشان را برای این چند روز ترک کنند.
میتوانید امکانات پذیرایی و استراحت در زمان رفت یا برگشت زائرین برایشان فراهم کنید بخصوص بعد از اتمام مراسم و بازگشت مسافرین که پذیرایی در آن سمت مرز هم کاهش پیدا میکند.
با توجه به غیرقابل پیش بینی بودن مسیر سفر، گاهی برخی زائرین در ساعات آخر روز تا نیمۀ شب به مرز میرسند و مکانی برای استراحت و گذراندن ساعت شب تا شروع به کار مجدد تشکیلات مرزی ندارند.
اگر در شهرتان امکان میزبانی از زائرین را در محیط های عمومی مانند سالنهای اجتماع یا سالن ورزشی مناسب و یا سرپناه شخصی مانند منزل خود مهیا کنید، زائر ابوسجاد(ع) را آنچنان که شایستۀ مکتب اهل بیت هست، گرامی داشتهاید.
امروزه مردم عراق که دهها سال تحت سایۀ رژیم نژادپرست و دیکتاتور بعثی برای حفظ این سنت مبارزه کردهاند، از راههای دور و نزدیک به استقبال زائرین ایرانی و عراقی در مسیرهای متنوع صدها کیلومتری آمده و آنچه که در وسع و دامنۀ زندگی خود دارند در طبق اخلاص تقدیم میکنند.
اگر نرفتم، چه کنم؟
هرسال، عدهای از هم وطنان موفق میشوند به این سفر بروند و ایام اربعین را در کربلای حسینی حضور داشته باشند، ولی عده ی زیادی این سفر و زیارت اربعین قسمتشان نمیشود. اگر برای رفتن به این سفر تلاش کردید و دوست داشتید شما هم امسال جزو زائرین اربعین باشید، ولی قسمتتان نشده، میتوانید کارهای دیگری انجام دهید تا در ثواب زائران شریک شوید و امید داشته باشید ثواب زیارت اربعین، برای شما نیز نوشته خواهد شد.
به بدرقه کسانیکه به این سفر میروند بروید. اگر در بین دوستان و آشناهایتان کسی به این سفر میرود، میتوانید بدرقه آنها بروید و علاوه بر همراهی دوستتان تا لحظه حرکت، به بقیه همکاروانیان و راهیان این سفر هم التماس دعا بگوئید. اگر هم آشنایی ندارید که امسال به این سفر میرود، میتوانید به مسجد محل یا پایگاههایی که میدانید کاروان اعزام میکنند، بروید و زائران را بدرقه کنید. از آنها بخواهید در روز اربعین و پیادهروی شان شما را یاد کنند و برایتان دعا کنند؛ شما هم برایشان دعا کنید.
میتوانید برای زائران، “سرراهی” تهیه کنید! از قدیمی رسمی بود که به مسافر توشهای برای سفرش میدادند. شما میتوانید با توجه به وسایلی که یک زائر اربعین نیاز دارد، یکی از آنها را تهیه کنید و قبل سفر به آنها بدهید که هم در طول سفر از آن استفاده کنند و هم عاملی باشد که به یادتان باشند و برایتان دعا کنند. مثلا مقداری آجیل، مغزیجات مقوی. یا حتی کتابچه زیارت اربعین، یا یک لباس گرم، دمپایی راحت. یادتان باشد حتما قبل از بستن ساکشان این وسایل را به آنها برسانید، تا هم بدانند شما آن را برایشان تهیه کرده اید و خودشان دوباره آن وسایل را نخرند، هم اینکه بتوانند در ساکشان قرار دهند. این نکته را نیز فراموش نکنید که زائر اربعین وسیله زیادی و غیرضروری نمیتواند با خودش همراه کند، پس اگر خواستید سرراهی به آنها بدهید هم کم وزن و کم حجم باشد و هم از وسایلی باشد که در این سفر به کارشان میآید و احتیاج دارد. (میتوانید ستون وسایل مورد نیاز همین صفحه را بخوانید) اگر توان خریدن ندارید، میتوانید یکی از وسایل خود را امانت بدهید و بخواهید در سفر از آن استفاده کند و بعد از سفر به شما برگرداند. لباس یا کتاب دعا، قران وسایل خوبی برای امانت دادن هستند.
بعضی از افراد هم بستههای فرهنگی درست میکنند و به دوستانی که به این سفر میروند، امانت میدهند تا در طول روزهای پیادهروی آنها را بین زائرین یا کودکان تقسیم کنند. مثلا سال پیش گروهی عروسکهای کوچک نمدی که به شکل فرشته بود درست کرده بودند و به گروههایی که به عراق رفتند، سپردند و آنها و در طول پیادهروی به دختران کوچک هدیه میدادند. اگر شما هم میخواهید مثل میزبانان عراقی به زائران حسین علیه السلام خدمتی کنید، هنوز دیر نشده. ابتدا کسی را که عازم این سفر است پیدا کنید و ببینید میتواند نذورات و هدایای شما را با خود ببرد و توزیع کند؛ و بعد آنچه مد نظرتان است تهیه کنید و به آن شخص برسانید. اگر میخواهید خوراکی نذر کنید، میتوانید هزینه مالی آن را امانت بدهید تا در همان نجف یا کربلا، تهیه کنند و بین مردم پخش کنند، اینکار باعث میشود هم ماده خوراکی خراب نشود، هم زائری که قبول کرده نذر شما را حمل کند، بار بیشتری از ایران حمل نکند.
مطلب اربعین همشهری جوان
اگر سالهای قبل به این سفر رفتهاید ولی امسال نتوانستهاید خودتان را به کربلا برسانید، میتوانید با نگاه کردن به عکسها و فیلمهایی که در سفرتان گرفتهاید، حال و هوای سال قبل را برای خودتان زنده کنید. از چند روز قبل از اربعین که کاروانهای پیاده از شهرهای مختلف عراق به سمت کربلا، راهی میشوند، شبکههای تلویزیون مستقیما آنجا را نشان میدهد. با دیدن مسیرهای پیادهروی و زائرین، حال و هوای سالهای قبل برایتان تداعی میشود و میتوانید خودتان را بین زائرین تصور کنید.
چند سالیست در بعضی از شهرها، عزادارن به یاد پیادهروی اربعین مسافتی را در شهر خودشان پیاده میروند تا به یکی از بقاع متبرکه در شهرشان برسند. مثلا در تهران از میدان امام حسین علیه السلام این پیاده روی آغاز میشود تا حرم شاه عبدالعظیم حسنی. اگر در محل زندگی شما نیز چنین برنامهای وجود دارد، میتوانید در آن شرکت کنید و به یاد پیادهروی به سمت کربلا باشید و دعا کنید سالهای بعد چنین زیارتی قسمت شما شود.
به امامزاده شهرتان بروید. همیشه رفتن به امامزادهها و مکانهای مذهبی، حس آرامش خاصی به آدم منتقل میکند. در روز اربعین عده زیادی به این مکانها میروند و در کنار هم زیارت اربعین را میخوانند. ساکنان تهران از حرم شاه عبدالعظیم حسنی غافل نشوند که در روایات آماده کسیکه ایشان را زیارت میکند، امید داشته باشد ثواب زیارت اباعبدالله برایش نوشته میشود.
خواندن زیارت اربعین را فراموش نکنید. درست است که امسال حضور در کربلا و زیارت اباعبدالله از نزدیک قسمتتان نشده، ولی زیارت اربعین را از هرکجا که هستید میتوانید بخوانید و به امام سلام دهید.