ایرانی نیستی، کپی نکنی

سال‌ها پیش در کتاب‌های مفاتیح و زیارتنامه حرم‌ها و حتی در کوچه‌ها و خیابان‌ها یادداشت‌هایی می‌دیدیم با این مضامین که ائمه به خواب شخصی آمده‌اند و نکته‌ای را متذکر شده‌اند یا تاکید کرده‌اند که چیزی را به مردم منتقل کنید!

در آخر یادداشت هم از قول ائمه بزرگوار قسم می‌دادند که آن یادداشت را در ۵ یا ۱۰ کتاب دیگر بنویسیم و متذکر می‌شدند که اگر این کار را انجام بدهیم حتما خبر خوشی به ما می‌رسد و اگر آن را تکرار نکنیم، خبر بد و بلایی گریبانگیر ما خواهد شد. اما این روزها پخش نسخه اینترنتی و مجازی همین مضامین را در شبکه‌های اجتماعی شاهد هستیم؛ البته اینگونه پیام‌ها بیشتر مختص شبکه‌های اجتماعی موبایلی است که کاربران آن را قشر زیادی از مردم تشکیل می‌دهند. شما در برخورد با این پیام‌ها چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟ آیا با خودتان می‌اندیشید که این پیام چرا و چگونه و با چه اهدافی ممکن است به شما رسیده باشد یا اینکه فورا احساسات شما غلیان می‌کند و گزینه کپی و ارسال را انتخاب می‌کنید؟

  • تو رأی بده به نفع من

مطمئنا اگر شما حتی یک‌روز کاربر یکی از شبکه‌ها و گروه‌های اجتماعی موبایلی باشید، پیام رای‌گیری گوگل برای تغییر نام خلیج‌فارس برایتان آمده و از شما خواسته شده به لینکی بروید و به نام خلیج‌فارس در برابر خلیج عربی رأی بدهید. متأسفانه اکثر کاربران تحت‌تأثیر جملاتی قرار می‌گیرند که احساسات ملی را نشانه گرفته است. به همین دلیل علاوه بر رأی دادن در سایت مذکور، لینک آن را برای سایر دوستان خود هم می‌فرستند تا آنها هم به خلیج‌فارس رأی دهند و از اعراب در این رای‌گیری عقب نمانند. درصورتی که نمی‌دانند گوگل اگر بخواهد رای‌گیری انجام دهد یا در سایت خودش آن را قرار می‌دهد یا خبر یا لینکی از آن را در سایت خود می‌گذارد.

پشت پرده
طبق بررسی‌ها این سایت توسط یک جوان غیرایرانی ایجاد شده و هدفی جز کسب درآمد از این راه نداشته است. هرکدام از ما با کلیک کردن روی این لینک و رأی دادن در آن سایت، به بالا رفتن رتبه این سایت در اینترنت و بیشتر شدن اعتبار آن کمک می‌کنیم، بدون اینکه این نظرسنجی نفع یا ضرری برای خلیج‌فارس داشته باشد. علاوه بر این، بررسی‌های آماری این سایت نشان می‌دهد بیشتر شرکت‌کننده‌های آن از کشورهای ایران، آمریکا، انگلستان و آلمان هستند و در واقع از کشورهای عربی تقریبا هیچ شرکت کننده‌ای وجود ندارد. این یعنی تمام موضوع این نظرسنجی دروغ و فقط برای سوءاستفاده از احساسات وطن‌دوستی ایرانیان است.

vaadi.ir

  • بچرخ تا بچرخیم!

چرخیدن‌ماه به دور کعبه یکی دیگر از یادداشت‌های کپی شده بود که بین کاربران فضای مجازی چندین‌ماه دست به‌دست می‌شد. در این پیام آمده است که راس ساعت ۹ امشب، ‌ماه به بالای خانه کعبه می‌آید و آن را طواف می‌کند. اگر در این ساعت این دعاها و این نمازهای یادشده را بخوانید هر حاجتی داشته باشید مستجاب خواهد شد. این مطلب در هیچ منبع دینی و حتی کتب نجومی به این صورت نیامده است ولی کاربران بدون توجه به منبع و صحت داشتن یا نداشتن این خبر، آن را برای هم ارسال می‌کنند. اصلا هم به این نکته دقت نمی‌کنند که حتی اگر اصل موضوع هم صحیح باشد، امشبی که در خبر آمده ممکن است همین امشب نباشد و چندین شب و حتی چند‌ماه قبل باشد که این پیام تازه به‌دست ما رسیده. توجه کنید که غالبا زمان‌های خاص استجابت دعا به‌طور ویژه در مفاتیح آمده است. حالا بگذریم از این موضوع که برای ارتباط گرفتن با خدا و عرض حاجت نزد او نیازی به طواف‌ماه دور کعبه نیست. او همه جا و همه وقت حاضر و ناظر است.

  • شعر جدید حافظ رسید

این جریان مضحک به عرصه شعر و ادبیات هم رسیده است. گاهی اوقات پیام‌هایی از قول شاعران یا نویسندگان و افراد مشهور و معروف و رئیس بیمارستان‌های کذایی و… در گروه‌های مجازی منتشر و دست به‌دست می‌شود که در هیچ کدام از دیوان اشعار و کتاب‌های آنها پیدا نمی‌شود. هیچ سندی هم برای تأیید آن مطلب وجود ندارد. اینگونه یادداشت‌ها معمولا یا هویت ایرانی بودن ما را به سخره می‌گیرند یا دلیلی بر نقد مسائل دینی می‌آورند یا به بهانه حمایت از حقوق زنان با هویت و اعتقادات آدم‌ها بازی می‌کنند. ممکن است بگویید آن فردی که مطالب از قول او نقل شده، باید با یک تکذیبیه آن را رد کند. اما از کجا می‌دانید که او این کار را نکرده؟ ضمن اینکه اگر متن پیامک از قول شخصی باشد که فوت شده است، راهی برای مرحوم محترم وجود ندارد.

پشت پرده
غالبا در اینگونه پیام‌ها محتوا از ادله کافی عقلی برخوردار نیست. به همین دلیل جعل‌کنندگان با آوردن این پیام‌ها از قول افراد معروف و شناخته‌شده، می‌خواهند مستندسازی کنند چون معمولا مردم با دیدن اسامی بزرگان، قول آنها را می‌پذیرند اما اگر نقل قولی در کار نباشد ممکن است مردم درباره آن پیام تفکر و آن را نقد کنند.

  • با این پیام‌ها چکار کنیم؟

نکته مهم اینجاست که ما باید خودمان را تربیت کنیم که غیراز کپی و ارسال اینگونه پیام‌ها، کارهای دیگر هم می‌توانیم انجام بدهیم.
برای مثال نخستین کاری که می‌توانیم بکنیم صبر کردن است. چند دقیقه صبر کنیم و به قدرت عقل و تفکرمان اجازه بدهیم که کار خودشان را انجام بدهند. فکر کنیم که چقدر ممکن است این پیام نادرست و غیرمستند و براساس اغراض فرهنگی و سیاسی و اجتماعی دیگران باشد؟
دوم اینکه به‌خودمان کمی زحمت بدهیم و درباره محتوای پیام مذکور پرس و جو کنیم. حتما در اطرافیان خود انسانی آگاه و متخصص می‌شناسیم که بتواند درباره سند این پیام‌ها به ما یاری بدهد. ضمن اینکه یک جست‌وجوی کوتاه اینترنتی هم می‌تواند در اغلب موارد کمک خوبی باشد.
‌ سوم اینکه اگر درباره پیام مورد‌نظر به منبع واقعی و غیرقابل‌قبول نرسیدیم، از زاویه دید یک منتقد آگاه پیام‌ها را بازخوانی کنیم. آن وقت نقطه‌ضعف‌های پیام برای ما بروز پیدا می‌کند.
‌ حواسمان باشد که جوگیر نشویم. اگر محتوای پیامی درست و غیرقابل رد کردن باشد نیازی نیست که منتشر‌کننده ما را به مقدساتمان قسم بدهد و التماس کند تا آن را کپی کنیم یا اینکه با جمله‌هایی مثل «ایرانی نیستی اگه کپی نکنی» ما را مجبور به انجام کاری بکند و بر احساسات ما مدیریت کند.
در اغلب موارد ما احساس می‌کنیم که کپی کردن بهتر از کپی‌نکردن است زیرا ضرر خاصی ندارد اما اینطور نیست. تصور کنید که شخصی با ما شوخی دارد و یک پیام برای شما تهیه می‌کند و در آن به هر نحوی با شما شوخی می‌کند. بعد این پیام را به‌دست ۴ یا ۵ نفر از فامیل و دوستان شما می‌رساند. دوستان و فامیل هم با اینکه می‌دانند آن پیام فقط یک شوخی ساده است، ‌بعد از لبخند زدن آن را برای بقیه کپی می‌کنند. حال خود را تصور کنید که این پیام ساده درباره شما در روز ممکن است به‌دست چند نفر برسد و ممکن است بقیه را درباره شما به چه قضاوت‌هایی برساند؟ آیا شما توان جمع کردن غائله را دارید؟ واقعا چه حالی پیدا می‌کنید؟

این مطلب برای روزنامه همشهری نوشته شده است.

بیا شمع‌ها رو فوت کن

خیلی از ما پدر و مادرها وقتی بچه بودیم، جشن تولد نداشتیم. اگر هم چیزی بود لااقل به شکل تولد‌های امروزی نبود. یک مهمانی مختصر فامیلی بود که شاید یک کیک تولد هم داشت. تولد گرفتن یک نوع جشن فانتزی و اعیانی مجلل به‌حساب می‌آمد که از توان بیشتر خانواده‌ها خارج بود.

اما الان دیگر برگزاری این جشن از آن شکل قبلی خودش خارج شده و به یک جشن سالانه و عموما پر هزینه برای خانواده‌ها تبدیل شده است. آنچه ذهن والدین امروزی را مشغول کرده، برگزار کردن یا نکردن این جشن نیست بلکه نوع و کیفیت این مراسم، دغدغه جدی آنها شده است. اغلب جشن‌های تولدی که این روزها برای بچه‌ها برگزار می‌شود، برای بچه‌ها نیست بلکه نوعی خودنمایی و چشم‌و هم‌چشمی‌ به دیگران است. بیشتر این جشن‌های پرهزینه و پر از تجملات افراطی، کودک محور نیست و در واقعیتش هیچ توجهی به کودک ندارد. اگر جشن تولد را برای کودک مان برگزار می‌کنیم چرا شادی‌ها و هیجانات کودکانه در آن جایی ندارد؟ چرا این روزها تنها تفاوت جشن تولد کودکان با یک مراسم عروسی در مدل و متن روی کیک مراسم است؟ می‌دانید راه‌حل‌های برگزار کردن یک جشن شاد و خاطره انگیز و در عین حال ساده و کودکانه چیست؟

شادی‌های کوچک، خاطره‌های بزرگ

سعی کنید از روزهای قبل از جشن فکر کنید که چه برنامه‌ و بازی‌هایی می‌توانید برای بچه‌ها ترتیب بدهید تا با روحیه کودکانه‌ آنها متناسب باشد. جشن تولد لازم نیست شبیه عروسی‌ باشد و دقیقا همان برنامه‌ها برای مهمانان اجرا شود که در مراسم شادی دیگر اجرا می‌شود. سعی کنید خودتان را جای فرزندتان بگذارید. اگر سلیقه او را بدانید به راحتی می‌توانید حدس بزنید که چه چیزهایی خوشحالش می‌کند. راه‌هایی پیدا کنید که بتوانید غافلگیرش کنید. مطمئن باشید بچه‌ها از مسابقه دادن و بازی با دوستانشان بیشتر خوشحال می‌شوند تا کارهای بزرگانه‌ای که فقط از بزرگ‌ترها الگوبرداری کرده‌اند. از بازی‌های زمان کودکی خودتان الگو بگیرید و آنها را طراحی و خود اجرا کنید. با این کار شما علاوه بر اینکه به فرزندتان و دوستانش یک بازی جمعی جدید آموزش می‌دهید، به آنها ذوق و شوق یک تولد واقعی کودکانه را هم تزریق می‌کنید. مثلا مسابقه صندلی‌بازی یا پانتومیم برایشان برگزار کنید یا بین چند نفرشان مسابقه بگذارید که بدون دخالت دست، شیرینی خامه‌ای یا ماست بخورند. یا حتی می‌توانید برایشان با کاغذ ماسک درست کنید وداستانی تعریف کنید و از آنها بخواهید آن داستان را به‌صورت نمایش اجرا کنند. می‌توانید چند عدد مقوای رنگی و چسب و قیچی به آنها بدهید تا کاردستی درست کنند. می‌شود کاردستی‌های درست شده در آن روز را به‌عنوان یکی از یادگاری‌های تولد کودکتان از دوستانش نگه دارید. البته سن بچه‌ها را هم برای بازی‌ها درنظر بگیرید. مطمئن باشید برای ما بزرگ‌ترها این بازی‌ها تکراری شده اما برای بچه‌ها تازگی و نشاط زیادی دارد. سعی کنید سلیقه بچه‌ها برایتان اولویت داشته باشد تا جشن خاطره‌انگیزی در ذهنشان بماند.

مهمان‌های جشن

جشن شما حتما لازم نیست مهمان‌های زیادی داشته باشد، می‌توانید جشن‌های کوچک خانوادگی بگیرید با حضور پدربزرگ‌ها ومادربزرگ‌ها، دایی و عمو و خاله و بچه‌هایشان یا اینکه دوستان مهد یا مدرسه فرزندتان را دعوت کنید. تولد برای بچه‌هاست پس لازم نیست حتما پدر و مادرهایشان را هم دعوت کنید تا با مشکل کمبود جا در خانه مواجه شوید. مطمئن باشید در این صورت به بچه‌ها بیشتر خوش می‌گذرد.

کجا جشن بگیریم؟

اولین گزینه خانه خودتان است. می‌توانید تعداد مهمان‌ها را با اندازه و ظرفیت خانه‌تان هماهنگ کنید. ولی اگر تعداد آنها بیشتر است می‌توانید در خانه یکی از نزدیکان که محیط بزرگ‌تری دارد جشن را برگزار کنید؛ مانند خانه پدر و مادرخود یا همسرتان. اگر برگزاری جشن در خانه برایتان سخت است، گزینه‌های دیگری هم دارید؛ می‌توانید کیکی بخرید و وسط روز بدون اطلاع فرزندتان به مدرسه یا مهدش بروید و در کنار دوستانش برایش جشن بگیرید، قطعا به‌شدت هیجان زده می‌شود. البته در این صورت بهتر است از بردن کادو و هدیه اختصاصی برای فرزندتان به مدرسه خودداری کنید. برگزاری جشن در پارک و محوطه‌های باز هم گزینه خوبی است که روحیه بچه‌ها را کاملا شاد می‌کند و هزینه‌‌‌‌‌‌‌ چندانی هم ندارد، شما هم از آماده کردن خانه برای مهمانان راحت می‌شوید. اگر در پارک یا فضای سبز جشن گرفتید، می‌توانید از قبل نمایشی ترتیب دهید درباره مهربانی با درختان و فضای سبز تا بچه‌ها خودشان آن را اجرا کنند. با این کار دوستی با طبیعت و مراقبت از گل‌ها و درختان را به آنها آموزش داده‌اید. سعی کنید حتما و به‌نحوی جشن شما برای فرزندتان و دوستانش جنبه آموزشی هم داشته باشد، البته فضای شاد جشن نباید از بین برود.

حواستان به همسایه‌ها باشد

اگر تصمیم دارید جشن تولد را در خانه‌ آپارتمانی برگزار کنید، حواستان به رعایت حال همسایه‌ها هم باشد. سعی کنید مراسم‌تان را شب نگیرید. ظهر یا عصر زمان بهتری است تا هم بچه‌ها سرحال و شاد باشند و هم مزاحم وقت خواب و استراحت همسایه‌هایتان نشوید.
اگر همسایه‌ها را به جشن دعوت نمی‌کنید، بعد از رفتن مهمان‌ها مقداری کیک برایشان ببرید. در این صورت اگر رفت‌وآمد مهمان‌ها یا سروصدا اذیتشان کرده، راحت‌تر فراموش می‌کنند؛ علاوه بر اینکه با این کار شادی خود را با آنها تقسیم می‌کنید.

چی بپزم؟

وقتی قرار است مهمان‌های تولد شما بیشتر بچه‌ها باشند، باید خوراکی‌هایی داشته باشید که باب میل آنهاست؛ یعنی لازم نیست هزینه و قیمت خوراکی‌ها مدنظر شما باشد. اتفاقا شما می‌توانید با ترکیب چند بسته از ژله‌های رنگی و چند ساندویچ ساده یک میز تولد خوب و چشم‌نواز تهیه کنید. پیشنهاد می‌کنیم چند عدد میوه را پوست بکنید و به یک سیخ چوبی بکشید. با این کار هم در میزان میوه‌ای که باید تهیه کنید خیلی صرفه‌جویی می‌کنید و هم بچه‌ها را برای خوردن میوه‌ها سر ذوق می‌آورید. اگر آنقدر خوش سلیقه باشید که کیک تولد فرزندتان را خودتان بپزید، دیگر هیچ‌چیزی کم ندارید!

منتشر شده در تاریخ یازده خرداد نود و سه در روزنامه همشهری

یک یخچال پر از میوه‌های تازه

حتما برای شما هم پیش آمده که میوه‌ها و سبزی‌هایتان را با اینکه در یخچال نگهداری می‌کنید زود خراب و غیرقابل استفاده می‌شوند.

 برای بهتر نگه‌داشتن میوه‌ها باید بدانید که هر میوه‌ای در یک شرایط خاص بیشتر عمر می‌کند و سالم می‌ماند.

بعضی از میوه‌ها مانند میوه‌های مناطق گرمسیری به سرما حساس هستند و اگر در یخچال نگهداری شوند، زودتر خراب می‌شوند؛ میوه‌هایی مثل انبه و آناناس اینگونه هستند و بهتر است آنها را خارج از یخچال در فضایی از آشپزخانه که به دور از نور مستقیم خورشید است، نگهداری کنید.

موز نیز از همین نوع میوه‌هاست و برای ماندگاری بیشتر، بهتر است آن را در یک کیسه سیاه یا در روزنامه بپیچید و در قسمتی از آشپزخانه با نخ آویزان کنید. قسمت بالای موز که محل اتصال موزها به هم هستند را نیز اگر فویل‌پیچ کنید، موزها مدت زمان بیشتری می‌مانند و خراب نمی‌شوند.

سیب از میوه‌های بسیار مقاوم است و اگر ضربه نخورد و در جای خنک نگهداری شود تا ۲‌ماه قابل نگهداری است. پس موقع شستن و جابه‌جایی سیب‌ها مواظب باشید ضربه نخورند تا مدت زمان بیشتری سالم بمانند.

این مطلب در روزنامه
این مطلب در روزنامه

خیار اما برعکس سیب، زود پلاسیده و خراب می‌شود. برای بیشتر کردن عمر خیار، آنها را نشسته داخل ظرف دربسته‌ یا میان روزنامه بپیچید و در یخچال نگهداری کنید. اگر خیارها را شستید، کاملا خشکشان کنید و بعد در ظرف دربسته نگهداری کنید. یادتان باشد حتی خیارهای نشسته هم بعد از مدتی شروع به تعریق می‌کنند، پس بعد از چند روز به خیارها سر بزنید و با پارچه‌ای خشکشان کنید یا بعد از قرار دادن خیارها در ظرف، رویشان پارچه‌ای بکشید تا آب حاصل از تبخیر را بگیرد.

روش نگهداری لیموترش نیز مانند خیار است. آنها را در ظرف دربسته درون یخچال نگهداری کنید و اگر آنها را شستید، کاملا خشک کنید و بعد در ظرف دربسته یا درون کیسه پارچه‌ای در یخچال بگذارید.

موقع خرید کیوی سعی کنید آنهایی که سفت هستند و به‌نظر نارس می‌آیند را انتخاب کنید و نشسته داخل پاکت کاغذی در یخچال یا بیرون در محیطی خنک قرار دهید. اگر کیوی‌ها رسیده هستند، در کنار میوه‌هایی مثل سیب، گلابی و سیب‌زمینی قرار ندهید زیرا گاز متصاعد شده از آنها باعث می‌شود کیوی سریع‌تر برسد و خراب شود.

هندوانه و خربزه را قبل از قاچ کردن تا چند روز خارج از یخچال می‌توانید نگهداری کنید ولی بعد از قاچ کردن، روی قسمت‌های باقیمانده حتما فویل بکشید، سپس در یخچال قرار دهید تا تازه بمانند.

برای نگهداری بهتر از انگورها، آنها را نشسته داخل کیسه در یخچال بگذارید و فقط قبل از مصرف آنها را بشویید. اگر انگورها را از قبل بشویید و در یخچال بگذارید، دانه‌هایش ترک می‌خورند.

این مطلب برای روزنامه همشهری نوشته شده است

زنان عاشق؛ مردان عاشق

طبیعت و زندگی نشان داده است که ماهیت زندگی موجودات بر اساس زوج بودن است و در خلقت هر موجود، موجودی مشابه او خلق شده است. انسان نیز در دو جنس زن و مرد آفریده شده که علاوه بر مشابهت‌هایی که این دو جنس باهم دارند، تفات‌هایی نیز دارند که همین تفاوت‌ها باعث جذب آنها به یکدیگر و دوست داشتن هم و مکمل قرار گرفتن برای یکدیگر می‌شود.

اکثر انسان ها در زندگیشان، احساس عشق را درک کرده‌اند. تجربه‌ عشق، ارتباطی به فرهنگ و جامعه، جنسیت، سن و سال و حتی مذهب ندارد و انسان‌ها با خصوصیات متفاوت در طی سال ها و قرون مختلف عشق را تجربه کرده‌اند. مسئله‌ای که این مقاله می‌خواهد به آن بپردازد تفاوت بین عاشق شدن مردان و زنان است و اینکه چه علتی باعث این تفاوت و اختلاف می شود. ادامه خواندن “زنان عاشق؛ مردان عاشق”

راه خانه‌ات را به من نشان بده

کتاب «راه خانه‌ات را به من نشان بده» داستانِ چند روای است که در جبههٔ غرب می‌گذرد. داستان از زبان «امیر حسین» و جملات و صحبت‌های ظاهراً بی ارتباطی که به خودش می‌گوید شروع می‌شود.
دنبال دو عدد «دوزاری» گشتن، قایم کردن چیزی زیر سنگ‌ها و ناراحتی بابت این کار، اعتراف گرفتن از کسی، نگرانی برای یک بچه رشتی و صحبت با او، تکه تکه کردن کاغذی و خوردن آن، مسائلی هستند که خواننده از بین صحبت‌های درهم امیرحسین می‌فهمد و در بین آن‌‌ها و ارتباطشان با هم گم می‌شود.

دومین راوی «علیرضا» است که در کوهستان‌های غرب و بین برف و بوران مأمور دیده‌بانی از جبههٔ عراق شده است. اوایل اعزام به جبهه، آرزو داشته با جنازهٔ بدونِ سر از جبهه برگردد، ولی بعد از سپری شدن چند ماه و زیاد شدن درگیری‌های ذهنی‌اش، آروزی برگشت به عقبه و مرخصی را دارد.
علیرضا در طول قصه درگیر بین رفتن و ماندن است و نمی‌تواند تکلیفش را با خودش مشخص کند.

«حمید» همشهری و دوست قدیمی و دوران کودکی امیرحسین است که هر دو از رشت اعزام شده‌اند و آن قدر به هم نزدیک هستند که شهادت حمید، باعث به هم ریختگی و از دست رفتن تعادل روحی امیر حسین می‌شود.
روح حمید در طول قصه با دوستانش همراه است ولی فقط امیر حسین او را می‌بیند و با او صحبت می‌کند.

یکی دیگر از راویان داستان «مجتبی» است که با حمید و امیرحسین سه قلوهای اطلاعات عملیات را تشکیل می‌دهند و بعد از شهادت حمید و اختفای جنازه‌اش زیر سنگ‌ها، اسیر عراقی‌ها می‌شوند ولی موفق به فرار و رسیدن به نیروهای خودی و دیدگاه علیرضا می‌شوند.
مجتبی مدام با محبوبش و دربارهٔ یک «قرار» و سرنرسیدن آن صحبت می‌کند.

داستان با روایت‌های کوتاه کوتاه این چهار نفر جلو می‌رود و مخاطب هر لحظه از زبان یکی از آن‌‌ها با قصه جلو می‌رود.
بیان کردن حالات و احوالات مختلف رزمندگان در جبهه از زبان حال راویان داستان یکی از نکات زیبای «راه خانه‌ات را به من نشان بده» است. حمید که شهید شده است و با دوستانش از آزادی‌اش و «دیدنش» و ندیدن آن‌‌ها صحبت می‌کند و آروزی پیوستن دوستانش به خود را دارد و تا پایان قصه آن‌‌ها را برای رسیدن به «ساعت سیب» همراهی می‌کند.
امیرحسین  که شاید فقط جسمش در این دنیا وجود دارد ولی روحش دیگر مثل قبل در این دنیا نیست، چیزهای غیر معمولی در این جا می‌بیند و می‌شنود.
مجتبی که روحش برای رفتن و کنده شدن از این دنیا لحظه شماری می‌کند ولی هنوز درگیر این دنیا و جسمش است و علیرضایی که شاید فقط شعار می‌داده و حال در میدان عمل «کم» آورده است.

کامران سحرخیز به خوبی توانسته بدون وصف‌های محیط و فضای آن روزهای جبهه، خواننده را با احوالیات این چهار نفر همراه کند.
اگر چند صفحهٔ اول کتاب را با صبر بخوانید و از روایت‌های مختلف چند راوی کلافه و گیج نشوید، کم کم داستان و نقش‌ها دستتان می‌آید و تا آخر قصه در بین برف و بوران‌های کوهستان‌های غرب کشور همراهشان می‌شوید.

این کتاب در سال هشتاد و یک به عنوان «کتاب برگزیده دفاع مقدس» انتخاب شد.

بخشی از کتاب:

هیچ کس هیچ وقت مرا پیدا نخواهد کرد. بهتر. وقتی در او گم شدم، میخواهم چه کار کنم پیدا شدن را. اصلا پیدا شدن به چه دردی میخورد. پیدا که نمیشوم یعنی این‌ که برای دیگران نیستم و من الان نیستم. پیدا که نمیشوم فکر میکنند گم شده ام. اما وقتی که بودم گم شده بودم. حالا، فقط حالاست که پیدا شده ام. پیدا شدنم مبارک.

مجتبی! امیرحسین! شما گم شده‌اید . گم شده که پیدا را نمی‌تواند پیدا کند. شما چشم گذاشته‌اید ، اما گرگ منم. شما هیچ وقت مرا پیدا نخواهید کرد. چه حیف که گم شده‌اید . چه حیف که علیرضا گم شدنش را با مرخصی رفتن تکمیل کند. چه حیف که بعضی بله را نیم بند گفتند. چه حیف. کاشکی جز بله کلمه‌ای نبود در همهٔ اوقات. بله و بلا. بلا و بله

پ.ن: این نوشته را چهار سال قبل برای خانه کتاب اشا نوشته بودم

سنخ‌شناسی کاربران زن شبکه‌های اجتماعی

چند سالی است استفاده از شبکه‌‌ جهانی اینترنت در جامعه‌ ما به کثرت گرویده است و طبق آخرین آمار تعداد کاربران اینترنت در ایران چهل وپنج میلیون نفر است. (۱) مقدار قابل توجهی از این جمعیت را زنان و دختران تشکیل می دهند که طبق آمار سال نود چهل و یک درصد کاربران اینترنت را زنان تشکیل می‌دهند و دلیل فزونی تعداد آقایان بر خانم ها به طور کلی آن است که مردان بیش از زنان شاغل هستند و به علت دسترسی آنان به اینترنت در محیط کار است؛ در غیر این صورت میزان استفاده دختران و پسران دانشجو و جوان که بیشترین جمعیت کاربران اینترنتی را تشکیل می‌دهند یکسان است. (۲)

 اینترنت برای زنان امروز جامعه فرصتی است که می توانند فارغ از موانع و محدودیت‌هایی که قبلا در جامعه داشته‌اند، به فعالیت بپردازند و با افراد دیگر تعامل داشته باشند. مسائلی مانند بعضی محدودیت‌های خانواده‌ها برای ارتباطات فرزندان دختر، دید عرفی جامعه بر فعالیت و ارتباطات دختران جوان و اخلاقیات اکثر دختران کشورمان در جامعه، تاثیرگذاری زیادی بر روابط اجتماعی زنان جوان دردنیای حقیقی دارد که این محدودیت‌ها و رعایت کردن ها، فارغ از بحث خوب یا بد بودنشان، در محیط اینترنت کمرنگ‌تر است و همین شاید یکی از دلایل روی آوردن زنان جوان به شبکه‌های اجتماعی باشد.

 در سال های اخیر، کاربران اینترنت رویکرد و ترغیب بیشتری به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی داشته‌اند که دلیل بالا، بدون در نظر گرفتن بحث جنسیتی‌اش، یکی از دلایل این فزونی است. حال این مسئله که چه سنخ و گروه‌هایی از زنان جامعه در این شبکه‌ها فعالیت می‌کنند سوال مطرح در این نوشته است که سعی میکنیم تا حدی آن را بیان کنیم.

 صدها شبکه اجتماعی با زبان های متنوع برای کاربران کشورهای مختلف در اینترنت فعالیت می کنند. در دنیا فیس بوک، اورکات و مای اسپیس از جمله مهم ترین شبکه های اجتماعی هستند و در ایران، کلوب پرطرفدارترین سایت از این نوع بوده است. کاربردها و قابلیت های شبکه های اجتماعی بسیار متنوع است و این سایت ها تمایل دارند حداکثر میزان نیاز آنلاین کاربران خود را برآورده کنند.

vaadi.ir

 

کاربران شبکه های اجتماعی می توانند در این سایت ها صفحات و پروفایل های شخصی برای خودشان ایجاد کنند، شبکه‌ای مجازی از دوستانشان پدید آورند، آنها می توانند همانند فضایی که وبلاگ ها و میکروبلاگ ها در اختیارشان قرار می دهند یادداشت های کوتاه و بلندشان را منتشر کنند، عکس، صدا و ویدیوهای شخصیشان را آپلود کنند، از آخرین اخبار و رویدادها در حوزه های مختلف آگاه شوند، در صفحات هواداری و اتاق های گفت وگوی متنوع عضو شوند و قابلیت های فراوان دیگری که ممکن است هر شبکه اجتماعی برای کاربرانش فراهم کند. اما استفاده‌ی کاربران از این امکانات متفاوت است. (۳)

 بر اساس پژهشی که سایت اندرسون آنالیتیکس (Anderson Analytics) بر روی کاربران اینترنتی امریکایی با تاکید بر چهار شبکه‌ی اجتماعی توییتر، فیس‌بوک، لینکدین و مای‌اسپیس انجام شده است، افراد در مواجه با این شبکه‌ها به هفت گروه تقسیم‌بندی می‌شوند که چهار گروه اعضای این سایتها هستند و سه گروه به شبکه‌های اجتماعی ترغیبی نشان نمی‌دهند.

 چهار گروه عضو فعال در شبکه‌های اجتماعی بدین صورت نام‌گذاری شده اند: کاربران ماهر (Social Media Maven)، کاربران فراغتی (Leisure Follower)، کاربران به‌دنبال سرگرمی (Fun Seeker) و کاربران تجاری (Business User) (4)

 با توجه به تعریف‌های ارائه شده از این دسته‌بندی‌ها، بر اساس مشاهدات، حضور زنان ایرانی در شبکه‌های اجتماعی را نیز میتوان از این منظر بررسی کرد.
کاربران ماهر: این گروه از زنان جزو فعال‌ترین و حرفه‌ای‌ترین کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که میانگین سنی آنها را میتوان ۲۷ سال تخمین زد. اکثریت آنها پیشینه‌ی ده ساله فعالیت در فضای مجازی و اداره کردن وبلاگ‌های شخصی را دارند. ارتباط برقرار کردن با افراد جدید و نوع کار کردن با شبکه‌ها برای آنها آسان است و در زمان کمی این موارد را می‌آموزند. این گروه از کاربران در هرجایی از جمله خانه و محل کار و حتی خیابان و سفر به شبکه‌های اجتماعی متصل می‌شوند. شاید بتوان گفت نوع فعالیت آنها گاها برای کاربران جدید و تازه فعال به عنوان الگو مطرح می‌شود.

 کاربران فراغتی: گروه دیگری از کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که نسبتا استفاده کمتری از سایرین دارند. آنها اغلب از طرف دوستان، اعضای خانواده، همکاران و یا سایر آشنایان به شبکه‌های اجتماعی دعوت شده‌اند. نوع فعالیت منفعلانه‌ای در شبکه‌ها دارند و تولید اطلاعات کمتری دارند و بیشتر خواننده و دریافت‌کننده اطلاعات هستند. ارتباط برقرار کردن با افراد و یادگیری چگونگی کار کردن و فعالیت در شبکه‌ها برای آنها، با تاخیر و صرف زمان قابل توجهی است. اغلب تمایل دارند با دوستان و اعضای خانواده‌شان در ارتباط باشند.

 گروه دیگر کسانی هستند که استفاده‌ای تفننی از شبکه‌های اجتماعی دارند و می‌توان آن‌ها را «کاربران به‌دنبال سرگرمی» نامید. برای این گروه از کاربران، شبکه‌های اجتماعی تبدیل به بخشی از زندگی آن‌ها شده است و هر روز به این سایت‌ها مراجعه می‌کنند. سرگرمی و تعامل با دوستان دو انگیزه اصلی آن‌ها برای مراجعه روزانه به شبکه‌های اجتماعی هستند. در تماس بودن با دوستان و خانواده دلیل اصلی آن‌ها برای پیوستن به این شبکه‌هاست. بخشی از این گروه از کاربران به‌تدریج و با آشناشدن با فضای این سایت‌ها، آن‌ها را برای مقاصد کاری نیز به‌کار می‌گیرند تا کم‌کم به گروه «کاربران ماهر» بپیوندند.

 گروه چهارم از تقسیم‌بندی پژوهش فوق‌الذکر که «کاربران تجاری» نامیده می‌شوند در بین کاربران زن ایرانی شبکه‌های اجتماعی کمتر دیده شده‌اند.

 از منظر دیگر، در یک دید کلی و تقسیم‌بندی اولیه کاربران زن در اینترنت و خاصتاً شبکه‌های اجتماعی را می‌توانیم از جنبه سنی، تحصیلاتی و شغلی تفکیک و تقسیم‌بندی کرد. فصل ومحور مشترک بینِ تمام این گروه‌ها و تقسیم بندی‌ها فرصت برابر و یکسان برای فعالیت در اینترنت است زیرا اینترنت یک بستر مجازی است که هیچ محدودیتی برای فعالیت در آن و شبکه‌ها و سایت‌هایش وجود ندارد.

 استفاده از رایانه و اینترنت برای بیشتر زنانِ کاربر آن کمتر جنبه‌ شغلی و کاری دارد و بسیاری از زنان از این موقعیت برای پر کردن اوقات فراغت‌شان استفاده می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی نقش پررنگی در این زمینه دارند. زنان شاغل نیز وقتی که در شبکه‌های اجتماعی می گذرانند، برای کار و شغلشان نیست و زمان‌های تفریح و استراحتشان در بین کار را اختصاص به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی می دهند.

 در فروم‌هایی مانند نی‌نی‌سایت، مامی‌سایت، نوعروس که نوعی از شبکه‌های اجتماعی تخصصی هستند، شاهد حضور فعال مادران و زنانِ خانه‌داری هستیم که برای امور منزل مانند خانه‌داری، همسرداری، اطلاعات بهداشتی و سلامت، آموزش ورزشهای مناسب، آموزش‌های مربوط به دوران بارداری و تربیت فرزند، مدیریت مصرف و مدیریت فکری و فرهنگی در خانواده، مشاوره در موضوعات مختلف خانوادگی، تربیت فرزند، سلامت و… همچنین اطلاعات دیگری نه به جهت نقش و وظیفهٔ زنانه بلکه علایق خاص زنان که در حیطهٔ هنر می‌گنجد؛ مانند آشپزی، هنرهای خانگی، خیاطی، بافتنی، پرورش گل و گیاه ودر کنار هم جمع شده‌اند و تجارب و فعالیت‌های شخصی‌شان در این زمینه‌ها را به اشتراک می‌گذارند.بر اساس مشاهدات اکثر زنان حاضر در این فروم‌ها دختران جوان و تازه ازدواج کرده یا مادران جوان هستند و در این شبکه‌ها به دنبال اشتراک‌گذاری هنرها و فعالیت‌های خود و افزایش اطلاعات خود در زمینه‌هایی که ذکر شد هستند. این رویکرد و فعالیت گرچه حسن‌هایی مانند انتقال تجارب، بالا رفتن اطلاعات را دارد، اما مشکلاتی مانند چشم‌وهم چشمی و حسادت که در فضای حقیقی نیز در بین بعضی از خانمها وجود دارد، به فضای مجازی هم منتقل کرده است.

 در شبکه‌های اجتماعی عمومی که کارکرد عام و غیرتخصصی دارند مانند فیسبوک، کلوب، گوگل‌پلاس شاهد حضور زنان بیشتری هستیم که در موضوعات مختلف و مورد علاقه‌ی خود به تبادل اطلاعات و افکار میپردازند.

 پی نوشت:

۱- http://www.parsine.com/fa/news/98126

۲- http://www.donyayesanat.com/fa/newsagency/10276

۳- http://social.saramad.ir/forum/thread/13892

۴-http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/41680

این مقاله برای رواقِ مهرخانه نوشته شده است

نگاهی به سریال هوش سیاه

سری دوم سریال هوش سیاه هفته پیش به آخر رسید و باز هم بیننده سریال را در تعلیق ادامه این سریال و فهمیدنِ سرانجام و عاقبت شخصیت‌هایش گذاشت.

سریال هوش سیاه که سال ۸۹ سری اول‌ش و سال ۹۲ سری دوم‌ش از شبکه سه سیما پخش شد، سریالی پلیسی بود که مجرم و متهم اصلی در این سریال، یک هکر نابغه در حوزه رایانه و الکترونیک است و موضوع این سریال حول جرایم حوزه فناوری اطلاعات و شبکه‌های رایانه‌ای، خاصتا اینترنت، می‌پردازد.

صداو سیما سریال‌های مختلفی در ژانر پلیسی و ماجرائی تولید و پخش کرده است و به دلیل جذابیتِ خاص این موضوع علاقمندان زیادی داشته است ولی بسیاری از این فیلم و سریال‌ها نتوانستند بخاطرِ عدم کارِ کارشناسی شده و باورپذیر، رضایت کامل مخاطب خود را فراهم کنند و نقاط ضعف آنها از نقاط قوتشان بیشتر بود. ولی به جرات می‌توان گفت سریال هوش سیاه از نمونه‌ سریال‌های پلیسی مشابهش چه از نظرِ ساخت و چه از نظرِ اطلاعات پلیسی و مجازی یک سر و گردن بالاتر است و مخاطب بعد از دیدنِ این سریال، حس رضایت دارد.

بر خلاف عمده تولیدات پیشین،‌ اطلاعات و گزارشاتِ فنی ارائه شده در این سریال تا جائی که من اطلاع دارم عمدتا صحیح و مطابق واقعیت بود و اولین سریالی بود که می شد فارغ از اشکالات اندک آن روندهای صحیح فنی را در آن ملاحظه کرد و از درگیری واقع گرایانه بازیگران با محیط سایبر از آن لذت برد.

در یکی از نقدهای این سریال، نویسنده رابط‌های کاربری گرافیکی غیر مشابه با سیستم عامل‌های معمول را مورد انتقاد قرار داده بود، باید گفت از این صحنه‌ها، سالهاست که در فیلم‌ها و سریال‌های خارجی می‌بینم،‌ در واقع به نظر می‌رسد تولید رابط کاربری خاص برای این فیلم از تمام فیلم‌های پلیسی و اکشن خارجی الگوبرداری شده است و طبق پرسش من از افراد متخصص در این وادی،‌ اصولا در هیچ محیط واقعی و کاربردی چنین رابط کاربری‌های هیجان‌بخش و پویائی وجود ندارد و طراحی چنین صفحاتی که منشا آن هم فیلم‌های خارجی است، صرفا مصرف سینمائی یا تلویزیونی دارد.

هوش سیاه
هوش سیاه

مطلب دیگری که قابل اشاره هست، این است که در مشاهده فیلم ایرانی چون ما با محیط آشنا هستیم و بازیگران و فیلم را از خود می‌دانیم،‌ اشکال‌گیری ما خیلی قوی‌تر است و اشکالات را پررنگ ‌تر می‌بینیم،‌ اگر با همین حس بنشینیم و مثلا «هشدار برای کبرا۱۱» را ببنییم، اشکالات زیادی از آن فیلم نیز خواهیم گرفت.

با نگاهی به سریال‌ها و فیلم‌هایی که در این حوزه ساخته شده است مانند «نفوذ» و «سیگنال وارونه» مشخص می‌شود هوش سیاه، با وجود نقص‌هایی که داشت، ولی با کارشناسی و مشورت با متخصصین در این حوزه ساخته شده است و به خوبی توانست مخاطبان خود را به پای این سریال بنشاند؛ مخاطبانی که گاه هیچ اطلاعاتی در این حوزه نداشتند و یا اطلاعات کم و ناقصی داشتند.

یکی دیگر از نکات قابل قبول و خوب این سریال، تیتراژ ابتدائی این سریال بود که کاملا با فضا و موضوع سریال هماهنگ بود و ذهنِ ببیننده را قبل از شروع سریال، آماده دیدنِ سریالی با مضمون پلیسی – سایبری می‌کرد.

ممکن است در قسمت‌هایی از سریال این موضوع به بیننده منتقل شده باشد که مگر می‌شود پلیس ایران به این میزان زیاد به فضای مجازی و اطلاعات موجود در آن اطلاع و اشراف داشته باشد، که باید گفت اولا داشتنِ این اشراف اطلاعاتی دور از ذهن نیست و دوماٌ سیاست و هدفِ سریال‌ و فیلم هایی در این قالب و ژانر در همه‌ جای دنیا، ایجاد حس اعتماد به نفس در پرسنل و مردم از یک سو و از سوی دیگر تبلیغات درون کشوری و برون‌مرزی است. در واقع سرمایه‌گذاران این سریال‌ها با ساخت فیلم‌هائی هیجانی و ماجراجوئی،‌ از نوع پلیسی یا امداد و نجات،‌ نوعا به کاری چند جانبه که بخشی از آن دیپلماسی عمومی و فرامرزی است دست می‌زنند، و از نظر بنده این اولین نوع سریال ایرانی است که به دلیل باورپذیری زیاد و کشاندن مخاطب برای قسمت بعد،‌ قابلیتی بسیار قوی برای ایفای نقش دیپلماسی عمومی برای ایران را دارد.

در ساخت یک فیلم سینمائی یا سریال تلویزیونی ما حتما نباید واقعیات را منعکس کنیم و این وظیفه به عهده تولیدگران مستند است،‌ در مستند سازنده مدعی است که راست‌نمایی می‌کند و اگر خیال‌پروری کند، باید پاسخگو باشد،‌ اما در سینما این اجازه را داریم که رجز بخوانیم، ‌خیال‌پروری کنیم یا مثل کاریکاتور بزرگ‌نمائی و کوچک‌نمایی کنیم؛ بهرحال رجزخواندن دروغ محسوب نمی‌شود و اگر روزی صف سربازان دو طرف می‌ایستادند و یکی طبل می‌زد و گروهی سرود می‌خواند و فرمانده‌ای رجز می‌خواند تا پای سربازان دشمن را بلرزاند، امروز دنیای مدرن، رجزش را اینگونه می‌خواند.

بنابراین با این فرض که قدرت پلیس ایران کمتر از آن‌چیزی است که در هوش سیاه نشان داده می‌شود، سوال مبنی بر آن که چرا هوش سیاه درست مطابق با قدرت پلیس یا اطلاعات ایران ساخته نشده سوالی خارج از موضوع است. این همان هنر تولید تصویر است و اتفاقا رسانه غرب بر اساس همین اعتماد به نفس‌ها و قدرت‌نمائی‌های رسانه‌ای خود را منظم و بی‌نقص نشان می‌دهد که همانطور که گفتم این یک نوع دیپلماسی عمومی است که از زمان شیرخوارگی ما، دنیای غرب اطلاعات ما در مورد خود را با همین روش چینش کرده است و هیچ یک از ما دقیقا نمی‌دانیم که آیا واقعا پلیس و نیروهای امداد غربی چنین قدرتی دارند یا نه و نقیض‌های آن را می‌توانیم در فشل شدن تمام نیروی امدادی در طوفان کاترینای آمریکا بعنوان مثال ببینیم. اما با این حال طوری تصور می‌کنیم که قدرتی که آنان در فیلم‌های خود نشان می‌دهند، ‌قدرتی واقعی است،‌ اما قدرتی که در هوش سیاه به نمایش در می آید،‌ نه چندان!‌

این تعریفی است که از هنر سینما – و طبعا سریال تلویزیونی – می شود ،‌ شاید شهید آوینی رحمه الله به همین دلیل که در سینما یک روده راست پیدا نمی شود، دوستان خود را توصیه می کرد که فقط مستند بسازند. حالا این که ما باید به قصه گوئی و داستان سرائی سینما تن بدهیم یا نه، قابل بحث هست. اما بدیهی است دنیا سینما را با همین تعریف می‌شناسد.

این یادداشت برای وبلاگ‌نیوز نوشته شده است.