سفره رمضانی

امسال در شبکه‌های اجتماعی انداختن سفره رمضانیه بیشتر از سال‌های قبل باب شده است. سفره هایی که نشانه‌هایی از رمضان داشته باشد و در بخشی از خانه‌مان جای داده شود به منزله آمدن رمضان در خانه و شادی اهل منزل برای قرار گرفتن در این ماه. برای خانواده هایی که بچه دارند، روش خوبی برای آشنا کردن فرزندان با این ماه و شاد بودن و متمایز بودنش با ماه‌های دیگر میتواند باشد.

قسمتی از اپن آشپزخانه ما، با تغییر هر فصل تزئیناتش تغییر میکند. مثلا با شروع زمستان، تم برگ کاج و شمع می‌گذارم، شروع پائیز میوه کاج و شمع زرد و اینها، بهار سفره هفت سین

امسال سیزدهم فروردین که سفره هفت‌سین را جمع کردم، این سفره رمضانی را به جایش پهن کردم.


سبزِ سبزم

نمی‌دانم چند نفرتان “کلروفیل” را یادتان باشد. کارتون‌ی که اوایل دهه هفتاد پخش میشد و گمانم دیگر تکرار نشد. کلروفیل یکی از کارتون‌های مورد علاقه‌ام بود. عاشق آن گیاه سبز کوچک بودم که اگر درست یادم باشد از سفینه‌ای فضایی آمده بود. خانه‌ و بالکن آن آقای شبه‌دانشمند، خانه‌ی رویایی من بود؛ سبز و پر از گل و گلدان.
خانه‌ی خودمان هم البته به لطف و سلیقه‌ و حوصله‌ی مادرم، چیزی کمتر از خانه‌ی درون کارتون نداشت. یادم است یکی از دیوارهای هال خانه، کاملا با پتوس‌هایی که مامان تا سقف کشیده بودند، پوشیده شده بود، طوری که دیوار سفید پشتش دیده نمیشد و من در تخیلات کودکی، پشت پتوس‌ها دری ساخته بودم که به سرزمین نارنیا باز میشد.
‌
خانه‌ی خودم، هم از ارث مادری هم از عشقِ کودکی سبز است؛ در این نه سال، برای خانه‌مان گل‌های زیادی خریدم؛ بعضی خشک شدند و بعضی از من و سیداحمد و خانه خوششان آمد و ماندند و بزرگ شدند.
امروزم کامل برای گل‌هایم صرف شد؛ بعد از ماه‌ها بالاخره توانستم جابه‌جا و مرتب و تمیزشان کنم؛ یکروز کامل، با کلی خستگی. گاهی با خودم می‌گویم تعدادشان را کم کنم تا وقتم را کمتر بگیرند ولی فاطمه‌ی شش هفت ساله‌ای که با ذوق جلوی تلویزیون نشسته و دوست دارد کلروفیلی مثل آنکه در صفحه تلویزیون می‌بیند داشته باشد، جلوی چشمم می‌آید؛ نمی‌توانم ذوقش را و برق چشمان معصومش را نادیده بگیرم. شاید دارم کودکی‌‌ام را زندگی می‌کنم

گلدونم!

دیشب بعد چند روز، اومدم خونه!
دیدم دوتا از گلدونام برگاشون از بی‌آبی این سه چهار روز، بی حال شده و افتاده.
سریع بهشون آب دادم و معذرت خواهی کردم که “ببخشید نبودم و تشنه موندن … میدونید چیه، الان ماه رمضونه، ما روزه میگیریم حال مستمندان رو درک کنیم، شما هم چند روز آب نخوردین، طوری نیست حالا، حال گلهای بیابون رو درک کردین!”

اینطوری با خودم و گلا حرف زدم تا عذاب وجدانم کمتر بشه …

یک یخچال پر از میوه‌های تازه

حتما برای شما هم پیش آمده که میوه‌ها و سبزی‌هایتان را با اینکه در یخچال نگهداری می‌کنید زود خراب و غیرقابل استفاده می‌شوند.

 برای بهتر نگه‌داشتن میوه‌ها باید بدانید که هر میوه‌ای در یک شرایط خاص بیشتر عمر می‌کند و سالم می‌ماند.

بعضی از میوه‌ها مانند میوه‌های مناطق گرمسیری به سرما حساس هستند و اگر در یخچال نگهداری شوند، زودتر خراب می‌شوند؛ میوه‌هایی مثل انبه و آناناس اینگونه هستند و بهتر است آنها را خارج از یخچال در فضایی از آشپزخانه که به دور از نور مستقیم خورشید است، نگهداری کنید.

موز نیز از همین نوع میوه‌هاست و برای ماندگاری بیشتر، بهتر است آن را در یک کیسه سیاه یا در روزنامه بپیچید و در قسمتی از آشپزخانه با نخ آویزان کنید. قسمت بالای موز که محل اتصال موزها به هم هستند را نیز اگر فویل‌پیچ کنید، موزها مدت زمان بیشتری می‌مانند و خراب نمی‌شوند.

سیب از میوه‌های بسیار مقاوم است و اگر ضربه نخورد و در جای خنک نگهداری شود تا ۲‌ماه قابل نگهداری است. پس موقع شستن و جابه‌جایی سیب‌ها مواظب باشید ضربه نخورند تا مدت زمان بیشتری سالم بمانند.

این مطلب در روزنامه
این مطلب در روزنامه

خیار اما برعکس سیب، زود پلاسیده و خراب می‌شود. برای بیشتر کردن عمر خیار، آنها را نشسته داخل ظرف دربسته‌ یا میان روزنامه بپیچید و در یخچال نگهداری کنید. اگر خیارها را شستید، کاملا خشکشان کنید و بعد در ظرف دربسته نگهداری کنید. یادتان باشد حتی خیارهای نشسته هم بعد از مدتی شروع به تعریق می‌کنند، پس بعد از چند روز به خیارها سر بزنید و با پارچه‌ای خشکشان کنید یا بعد از قرار دادن خیارها در ظرف، رویشان پارچه‌ای بکشید تا آب حاصل از تبخیر را بگیرد.

روش نگهداری لیموترش نیز مانند خیار است. آنها را در ظرف دربسته درون یخچال نگهداری کنید و اگر آنها را شستید، کاملا خشک کنید و بعد در ظرف دربسته یا درون کیسه پارچه‌ای در یخچال بگذارید.

موقع خرید کیوی سعی کنید آنهایی که سفت هستند و به‌نظر نارس می‌آیند را انتخاب کنید و نشسته داخل پاکت کاغذی در یخچال یا بیرون در محیطی خنک قرار دهید. اگر کیوی‌ها رسیده هستند، در کنار میوه‌هایی مثل سیب، گلابی و سیب‌زمینی قرار ندهید زیرا گاز متصاعد شده از آنها باعث می‌شود کیوی سریع‌تر برسد و خراب شود.

هندوانه و خربزه را قبل از قاچ کردن تا چند روز خارج از یخچال می‌توانید نگهداری کنید ولی بعد از قاچ کردن، روی قسمت‌های باقیمانده حتما فویل بکشید، سپس در یخچال قرار دهید تا تازه بمانند.

برای نگهداری بهتر از انگورها، آنها را نشسته داخل کیسه در یخچال بگذارید و فقط قبل از مصرف آنها را بشویید. اگر انگورها را از قبل بشویید و در یخچال بگذارید، دانه‌هایش ترک می‌خورند.

این مطلب برای روزنامه همشهری نوشته شده است

خونه‌تکونی

همیشه یکی از غرهایی که موقع خونه‌تکونی به مامان می‌کردم این بود که برای چی همه ظرف و ظروف توی کابینت‌ها و کمدها رو درمیارین و میشورین و خشک میکنید و دوباره میذارین سرجاشون؟ خوب یکسری از ظرف‌ها که برای مهمون‌ه و سالی چندبار استفاده میشه و همون موقعِ استفاده تمیزشون میکنیم، یکسری ظرف‌ها هم که دمِ دستیه و هرروز داره شسته و تمیز میشه، دیگه چه لزومیه به این همگانی شستن ظرفها؟ چرا برای خودتون مدام کار می‌تراشید؟ همیشه هم از اینکه انقدر دیدِ بازی دارم و خودم رو درگیر این مسائل نمی‌کنم، افتخار میکردم.

گذشت و ازدواج کردم، اسفند پارسال خونه‌تکونی خاصی نکردم چون سال اولِ ازدواجم بود و به شستن پرده‌ها و جابه‌جا کردن دکوراسیون خونه اکتفا کردم، ولی امسال کابینت‌ها و کمدهای آشپزخونه احتیاج به تکوندن اساسی داشت! برای همین دست به کار شدم. همه وسائل کابینت‌ها رو ریختم بیرون، همه بشقاب‌ها و لیوان‌ها و ظرف و ظروف رو به نوبت می‌ریختم تو تشت بزرگ آب و وایتکس و بعد پنج دقیقه با کف و صابون می‌شستمشون. اولِ اول قصدم فقط شستن لیوان‌های دم‌دستی بود که تهشون جرم گرفته بود، ولی به خودم آمدم و دیدم همه ظرف‌ها رو شستم! حتی یکسری از لیوان‌ها که تو این دوسال یکبار هم استفاده نشده بودن؛ دیدم شدم همون مامان‌ی که خودم بهش ایراد می‌گرفتم که چرا همه‌ی ظرف و ظروف رو میشورید؟ ما دخترها، آیینه‌ی همون مامان‌ها هستیم.

تازه درک می‌کنم که شستن همه‌ی ظرف‌ها کارِاضافه برای خود تراشیدن‌ نیست، بلکه یک حسِ آرامش و آسودگی به خانمِ خونه میدهد.

vaadi.ir

بازنشر این مطلب در: لینکزن

دل‌مشغولی‌ها

نزدیک‌های غروب در خیابان بودم؛ اذان شده بود و برای نماز رفتم مسجد. نماز اولشان را خوانده بودند و مشغول به خواندن دو رکعت نماز بین مغرب و عشا دهه‌ی اول ذیحجه بودند؛ من تازه یادم افتاد که هفت شب از ذیحجه گذشته و من یادم رفته بود که این نماز را بخوانم.

این روزها، مشغولیت‌های ذهنی و کاری‌ام خیلی زیاد شده است حتی خیلی بیشتر از همین‌موقع‌های پارسال که دو عضو کوچیک به خانه‌مان اضافه شده بودند. این‌ها را نوشتم تا بگویم برایم دعا کنید.

دعا کنید این آشفتگی‌ها و حذف و اضافه‌های زندگی‌ام تا یک دو ماه دیگر سروسامان بگیرد. دعا کنید مشمول این نشوم. دعا کنید