چهار کتاب خداپرستانه

“ومی‌کی‌ها” آدمک‌های چوبی هستند که توسط “ایلای” ساخته شده‌اند و در دهکده‌ای زندگی می‌کنند. خانه‌ی ایلای که خالق آنهاست بر بالای تپه‌ای بالای همان دهکده ویمی‌کی‌ها قرار دارد و از آنجا آدمک‌هایش را نگاه می‌کند و رفتار و کارهایشان را زیر نظر دارد.
“پانچلو” یکی از آدمک‌هاست و داستان‌های این کتاب‌ها بر اساس رفتار و کارهای پانچلو تعریف می‌شود.

هرجلد از کتاب به یک موضوع اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد و عکس‌العمل‌های ویمی‌کی‌ها نسبت به آن را شرح می‌دهد و وقتی آنها به مشکل برمیخورند ایلای است که به آنها کمک می‌کند و راه درست را نشان می‌دهد.

vaadi.ir

در “تو برای من بهترینی“* کودک می‌آموزد کسی وجود دارد که بدون توجه به ظاهر آدم‌ها، توانایی‌ها و اموال‌شان آنها را دوست بدارد و به آنها عشق بورزد و انسان‌ها با اطمینان به عشق او ارزش وجودی خود را فراموش نکنند و به قضاوت‌های دیگران اهمیت ندهند و در مسیر او حرکت کنند.

در “هدیه مخصوص تو” با گفتن داستان روزی که هر ویمی‌کی یک هدیه‌ای که بسیار علاقه دارد را دریافت می‌کند به کودک یاد می‌دهد هرکس می‌تواند موهبت بی‌نظیر خود را در راه کمک به دیگران به کار گیرد و در دنیای اطرافش تغییر مثبت ایجاد کند. البته این ایلای است که آن هدیه‌ها را مناسب با علاقه هرکدام‌شان به آنها هدیه داده و در آخر هم راه استفاده از آن وسیله‌ها و کمک به یکدیگر را به آنها می‌آموزد.

تو برای من عزیزترینی” پدیده چشم و هم‌چشمی و پیروی کورکورانه از کارهای دیگران را در غالب جمع کردن جعبه‌های رنگارنگ و توپ‌های فانتزی توسط ویمی‌کی‌ها بیان می‌کند و پانچیلویی که برای همراهی با مردم و کم نیاوردن در برابر دیگران، از خیلی چیزها حتی خانه‌اش می‌گذرد تا پول بیشتری داشته باشد و جعبه و توپ بیشتری بخرد و فرد مهم‌تری در دهکده نشان داده شود. تا این که ایلای موضوع مهمی را به او یادآوری می‌کند؛ «تو بیش از این‌ها برایم ارزشمندی چون تو را با عشق ساخته‌ام و همین‌طور که هستی دوستت دارم»

ای کاش بینی من هم سبز بود” روزی را در دهکده ویمی‌کی ها تعریف می‌کند که مد سبز بودن بینی بین مردم شهر افتاده است. پامچیلو تا وقتی پیش ایلای است داشتن بینی سبز را نشانه باهوش یا قوی‌تر بودن از بقیه نمیداند ولی بعد از مدتی او هم تحت فشار دیگران و جوی که در شهر ایجاد شده و برای مقبولیت پیدا کردن بین مردم، بینی‌اش را سبز می‌کند ولی بعد از مدتی از این کار خسته می‌شود و به نزد ایلای می‌رود و با آغوش گرم ایلای و کمک او برای بازگشت به حالت اولیه‌اش روبرو می‌شود. ایلای به پانچلو می‌گوید: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»

این چهار جلد کتاب را که می‌توان به عنوان تلاشی برای آموزش مفاهیم توحیدی برای کودکان نام برد توسط مکس لوکیدو نوشته شده است و توسط دو ناشر، نسل نواندیش و مهرسا در ایران ترجمه و منتشر شده است.

  • نام این جلد در انتشارات مهرسا “تو بی‌نظیری” است. کتاب در عکس برای انتشارات نسل نواندیش است.

دوست

هیچ چیز را تا اهلی نکنند نمی‌توان شناخت.
آدم‌ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند.
آن‌ها چیزهای ساخته و پرداخته از دکان می‌خرند، اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد، آدم‌ها بی‌دوست و آشنا مانده‌اند.
تو اگر دوست می‌خواهی مرا اهلی کن!

شازده کوچولو
آنتوان سنت اگزوپری

دیروز پسرم، پایش را شکست

سال گذشته، گوش گنده* با دندان‌هایش یکی از دگمه‌ها (پالتویم)* را کنده بود، چون نخواسته بودم از ساندویچم یک گاز به او بدهم. او دندانش شکست و من دگمه‌ام را از دست دادم.

مادر گوش‌گنده او را تسلی داد در حالیکه مادر من یک پس‌گردنی با تاثیر درازمدت نثارم کرد. از همان‌هایی که تا نیم‌ساعت بعد جایش درد می‌کند. آن روز فهمیدم که اگر می‌خواهی دل مادرت را به دست بیاوری، بهتر است که یک جای بدنت را بشکنی تا اینکه لباست را پاره کنی.
مادرها از لباس‌های پاره اصلا خوششان نمی‌آید، در حالیکه تا چشم بچه‌هایشان را دور می‌بینند از بلاهایی که سر آنها آمده با آب و تاب برای هم تعریف می‌کنند.

“دیروز پسرم، پایش را شکست”
“اوه اینکه چیزی نیست، مال من سرش را شکسته”

مادرها دوست ندارند که جلوی مادرهای دیگر کم بیاورند.

مانولیتو
نوشته: الویرا لیندو
انتشارات آفرینگان
رمان کودکانه اسپانیایی

*دوست شخصیت اصلی داستان
**کلمه داخل پرانتز را خودم به متن اضافه کردم تا برای خواننده مفهوم باشد این قسمت از کتاب، بخاطر حذف جملات قبلی

آدم بزرگها، همیشه احتیاج به توضیح دارند

آدم بزرگها هیچوقت به تنهایی چیزی نمی فهمند و برای بچه ها هم خسته کننده است که همیشه و همیشه به ایشان توضیح بدهند.

شازده کوچولو

معرفی سه کتاب کودکانه

خواهرم برای پسرک یک سال و نیمه‌اش زیاد کتاب می‌خرد و می‌خواند. تا الان حدود سیصد جلد کتاب دارد!
هفته پیش داشتم کتاب‌هایی که از نمایشگاه کتاب برایش خریده بود را نگاه میکردم و بعضی‌هایشان را می‌خواندم. از بین کتاب‌هایش داستانِ این سه کتاب که هر سه نویسنده‌ غیرایرانی دارند، از همه بیشتر توجهم را جلب کرد.

vaadi.ir

درخت بخشنده‌ی شل سیلور استاین که کتاب معروفی است و اینجا نمی‌خواهم درباره‌اش مطلبی بنویسم؛ ولی دو کتاب دیگر، “خداحافظ راکون پیر” و “قورباغه و پرنده”، هردو کتاب‌هایی کودکانه درباره‌ی موضوع مرگ و جهان آخرت هستند که با داستانی زیبا و کودکانه، موضوع مرگ را برای کودکان ترسیم و تعریف می‌کند.

خداحافظ راکون پیر، علاوه بر قصه‌گویی در رابطه با موضوع مرگ، جهان آخرت را برای کودک با یک مثال زیبا، جائی بسیار بهتر و زیباتر از این دنیا معرفی می‌کند و با بیانی کودکانه، معمای دیگر نبودنِ بعضی از اعضای خانواده مثل پدربزرگ‌ یا مادربزرگ را برای کودک حل می‌کند و کودک این موضوع را می‌فهمد که بعد از مردن و مرگ، آن شخص نابود نمی‌شود بلکه در جهانی دیگر وجود دارد.

موضوع جالب درباره‌ی این کتاب برای من این بود که خانم “کلر ژوبرت” نویسنده‌ی فرانسوی‌الاصل این کتاب، خداحافظ راکون پیر را به زبان فارسی نوشته است و در ایران توسط کانون پرورش فکری منتشر شده است.

قورباغه و پرنده نیز مثل کتاب قبلی،  موضوع مرگ و دفن را برای کودک توضیح می‌دهد و در کنارش جریان داشتن زندگی و بودن در کنار دوستان و زندگی‌کردن را تعریف می‌کند که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.

از نظر من، این سه کتاب می‌تواند هدیه‌ی خوبی برای کادو دادن به کودکان سه یا چهار سال به بالا باشد؛ توصیه می‌کنم اگر فرزندی دارید برایشان تهیه‌ کنید.

لینک‌زن