حکمِ فحش و نسبت‌های ناروا دادن در فقه‌اسلامی و قانون مجازات ایران

  •  نشسته بود روی صندلی‌های مترو و با دوستش حرف می‌زد، برایش پیامک آمد، وقتی خواندش بلند گفت: «گوسفند، عوضی» مخاطبش، فرستندهٔ پیام بود.
  •  اتوبوس در ایستگاه مقصد ایستاده بود و مسافرها سوار می‌شدند، یک ربعی گذشت و حرکت نکرد و اعتراض مسافران بلند شد، یکی گفت: «بی‌شعور است بس‌که این راننده، نفهم»
  •  دارد رانندگی می‌کند. ماشینی از کنارش می‌پیچید. سرش را از پنجره می‌برد بیرون و بلند فریاد می‌زند “ای د‍..ث، مادر به..”
  •  فکر کنم دبستانی هستند، شاید هشت یا نه ساله، وسط کوچه دعوایشان شده، کلماتی به هم می گویند که معنای بعضی‌شان را اصلا نمی‌دانم.
  • مداح است. وسط روضه و سینه‌زنی شروع می‌کند فحش و تهمت‌ میزند. زنازاده و حرام‌خوار و فاحشه می‌گوید.

می‌روم سراغ کتاب‌های دانشگاه. “شرح اللمعه‌الدمشقیه” جلد نهم باب حدود، الفصل الثالث، فی القذف و “قانون مجازات اسلامی” باب پنجم، قذف.

یکی از احکام اسلامی “حد” است. حد زنا، حد لواط، حد قذف، حد سرقت، حد قیادت، حد شرب مسکر. که هر کدام برای خود احکام و شرایط و میزان‌ی دارد که در این بحث اصلا! نمی‌گنجد. اما حدی که برای حد قذف تعیین شده است، هشتاد تازیانه شلاق است. می‌دانید قذف یعنی چه؟

شهید اول و ثانی: فی القذف و هو الرمی بالزنی او اللواط (بقیه متن‌ها را ترجمه فارسی می‌نویسم تا برای همه خوانندگان قابل فهم باشد) قذف یعنی نسبت دادن زنا یا لواط به شخصی به شرط اینکه، لفظش صریح باشد و قاذف (شخص گوینده) معنای لفظ را به هر زبانی که می‌گوید، بداند اگرچه مقذوف (شخصی که نسبت زنا را به او داده) معنای لفظ را نداند.

– اگر کسی به دیگری بگوید تو از زنا متولد شدی، نسبت به پدر و مادر آن شخص قذف محسوب می‌شود و دو حد، یعنی صد و شصت تازیانه، باید بخورد.

– الفاظ “د..ث” “کشخ‍..” “قرن‍..” اگر گوینده این کلمات قذف را اراده کرده باشد، حد بر گوینده این کلمات واجب می‌شود، زیرا معنا و مدلول این کلمات، افعال خاصی است.
اگر گوینده قذف را افاده نکند، به خاطر اینکه الفاظ مذکور در لغت برای قذف ساخته نشده‌اند و صرفا معنای دشنام می‌دهند، گوینده تعزیر می‌شود.

– هر شخصی که به واسطه گفتن هر کلامی که مخاطب ناخشنود شود، حتی اگر در مجلس حضور نداشته باشد، تعزیر می‌شود. مانند اینکه به کسی بگوید “فاسق” “شراب‌خوار” در حالیکه ارتکاب فسق و شراب‌خواری‌اش پنهان است نه آشکار.

– هم‌چنین اگر به شخصی بگوید:”سگ” “حقیر” “پست” “کافر” “مرتد” و هرکلمه‌ای که موجب اذیت مخاطب شود و گوینده معنای آن را بداند و مخاطب مستحق تحقیر نباشد و آن فعل را آشکارا انجام ندهد، موجب تعزیر است.

قانون مجازات ایران، ماده ۱۳۹: قذف نسبت دادن زنا یا لواط است به شخص دیگری‌

 ماده ۱۴۱: قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت‌دهنده به معنای لفظ آگاه باشد، گرچه شنونده معنای آن را نداند.

ماده ۱۴۴: هر گاه کسی به قصد نسبت دادن زنا به شخصی مثلاً چنین گوید (زن‌قحبه‌) یا خواهرقحبه یا مادرقحبه‌، نسبت به کسی که زنا را به او نسبت داده است محکوم به حد قذف می‌شود و نسبت به مخاطب که به واسطه‌ی این دشنام اذیت شده است تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.

ماده ۱۴۵: هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند مانند این که کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی‌، موجب‌ محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه می‌شود.

این‌ها را خواندم و مقایسه کردم با دنیایی که داریم در آن زندگی می‌کنیم؛ نه از این باب که حدود الهی در کشورمان اجرا نمی‌شود، از این باب که ممکن است هر روز چقدر مصادیق حد و تعزیر دارد رخ می‌دهد و شاید ما اصلا حکم‌ش را ندانیم و حتی انکار و توجیه‌ش کنیم.
من حکم و شرایط و اما و اگرهایی که در شرع و مراجع فقهی ما برایش دارند را نوشتم. مصداق‌گیری نکنید. اولین نوک پیکان به سمت خودم است و الفاظی که استفاده می‌کنم …

پ.ن۱: تعزیر یک نوع مجازات است که حد و مقدارش را شرع تعیین نکرده و در حقوق اصولا با اسم “مجازات نامعین” جایگاه دارد. ملاک اصلی تعزیر کم‌تر بودن آن نسبت به حد است و میزان‌ش را حاکم شرع تعیین می‌کند.

پ.ن۲: کتاب “اللمعه الدمشقیه” از شهید اول و “الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه” شهید ثانی دو کتاب منبع در فقه اسلامی و قانون مجازات ایران هستند. برای مطالعه بیشتر به صفحه ویکی‌پدیا مراجعه کنید. + +

…. بازنشر این مطلب در دیگر سایت‌ها: شفاف نیوز پرشین‌تولز  پارسینه

خرافات مدرن شده

چند سال قبل وقتی مشهد یا قم می‌رفتیم، صفحه‌ی اول زیارت‌نامه‌ها اکثراً با یک خط بد و درشت متنی نوشته شده بود با این مضمون که «امام رضا(علیه‌السلام) در خواب زن‌ی رفته‌اند و به او گفتند که به زن‌ها بگو با جوراب نازک و آرایش کرده به حرم نیایند؛ این متن را در بیست زیارت‌نامه دیگه بنویس تا حاجت‌ت را بگیری و تا دو روز دیگه یک خبر خوش بهت برسه» در بعضی از نمونه‌ها هم تهدیدی از نوع «یک نفر ننوشت و تصادف کرد، یک نفر ننوشت و به یک بیماری مبتلا شد و …» دیده می‌شد که شاید مقصود نویسنده ترغیب و ایجاد یک ترس و رعب در خواننده بود که حتما در زیارت‌نامه‌ی دیگر بنویسد و اینطور میشد که بعد از مدتی در صفحه‌ی اول اکثر زیارت‌نامه‌ها این جملات دیده میشد تا زمانی که همه‌ی زیارت‌نامه‌های نوشته شده جمع شد تا جلوی این حرکت خرافی و نادرست گرفته شود.
از همان موقع این نوشته‌ها و قصد نویسنده‌هایش برایم تعجب‌آور بود؛ اینکه واقعا مردم این نوشته‌ها را باور می‌کنند و به دستوری که در آن آمده عمل می‌کنند؟ و آیا از عمل کردن یا عمل نکردن به دستور داده شده (نوشتن در بیست زیارت‌نامهٔ دیگر) نتیجه‌ای یا حادثه‌ای دیده‌اند یا خیر؟

نمونه‌ای از نوشته های درون زیارت‌نامه‌های حرم امام رضا علیه السلام

کم‌کم این نوع نوشته‌ها به سیستم‌های پیامک ی موبایل‌ها منتقل شد و به انواع جدید و آپدیت شده، پیامک میشد. نمونه‌هایی مثل «بیست صلوات هدیه برای حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) بفرست و این پیامک را برای بیست تا از دوستات بفرست تا سه تا از دعاهایت مستجاب شود» این نوع تازه به بازار آمده هم مثل نمونه‌های مکتوب قبلی‌شان مخاطب و خواننده را ترغیب می‌کرد که پیام و نوشته را بین دوستان‌شان نشر دهند و این باور را در خواننده ایجاد می‌کرد که بازنشر دادن این پیام، باعث استجابت دعا و خواسته‌اش است و در صورت عمل نکردن به این نوشته، (نعوذبالله) خدا یک پیشامد و دردسری برایش پیش می‌آورد.

پله‌ی بعدی این‌طور باورها که تقریباً یک سالیست فراگیر شده، ایمیل‌هایی‌ست که اکثراً بصورت گروهی ارسال می‌شوند و در آن یک حادثه یا واقعه‌ای تعریف می‌کنند و شفا و معجزه‌ای که دیده‌اند و درخواست ارسال آن ایمیل به افراد دیگر و تهدیدات‌ی من باب افرادی که این کار را انجام نداده‌اند و چه اتفاقاتی برایشان افتاد.

مدتی پیش یکی از همین نوع ایمیل‌ها برای رایانامه‌ام ارسال شده بود. با این محتوا:

سلام تو رو به امام زمان قسم می‌دم این پیام رو بخون. دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند .شبی خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به ۲۰ نفر بگم.
این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد . مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد ۲۰ میلیون بدست آورد . به دست کسی دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد. اگر به زینب اعتقاد داری این پیام واسه ۲۰ نفر بفرست
20 روز دیگه منتظر معجزه باش اگر نرسید با این تماس بگیر : ۰۹۱۶۳.۹۱۵

 
به فکرم رسید برای عده‌ای دوستانم ارسال کنم و نظرشان را درباره‌ی این نوع ایمیل‌ها و نوشته‌هایش بپرسم. بالاخره ممکن است نظرات مختلف و بعضاً متفاوت با نظر خودم را دریافت کنم. سعی کردم افراد مختلف با عقاید متفاوتی را انتخاب کنم که جواب‌ها‌ی مختلفی هم دریافت کنم. برای حدود چهل نفری ایمیل را ارسال کردم و ازشان خواستم نظرشان را برایم بنویسند.

جواب‌هایی که دریافت کردم، در مفهومِ “هیچ اهمیتی بهشون نمی‌دم” مشترک بودن و نوشته‌ها و توضیحاتِ دیگر همه یک منظور و مفهوم را دنبال می‌کردند. یک نفر هم حتی این نوشته ها را جدی نمی‌گرفت و برای دیگران ارسال نمی‌کرد -البته این امکان هم هست که کسی عقیده‌اش را ابراز نکرده باشد-نظرات دوستان برایم مهم و قابل توجه آمد و برای نشر این نظرات و نگه‌داری‌شان در وبلاگ، این پست را نوشتم.

به نظر من این‌طور نوشته‌ها با بازیچه قرار دادن احساسات دینی مردم هدف‌ی جز وارد کردن خرافات و ضربه زدن به دین و اعتقادات و باورهای مردم ندارند و بهترین روش مبارزه با آنها، عدم انتشارشان و ارشاد فرستنده آن (در ایمیل و پیامک) است. یعنی وقتی چنین ایمیلی برایمان ارسال می‌شود قبل از کلیک بر روی دکمه‌ی “دلیت” دکمه‌ی “ریپلای” را بزنیم و نظرمان درباره‌ی اینگونه نوشته‌ها و درست نبودن انتشارشان را برای فرستنده ارسال کنیم. شاید ساده‌ترین کاری که می‌توانیم در مبارزه با این اعمال انجام دهیم.

نظرات همه‌ی دوستان را در ادامه ی مطلب آورده‌ام.

ادامه خواندن “خرافات مدرن شده”

عزاداری یا &#۸۲۳۰;

دقیقاً یکسال پیش بود، همین روزها و در همین حال و هواها

سوریه بودم و دمشق و زینبیه +

اربعین 88 زینبیه

روز اربعین، نتونستم برم زینبیه متاسفانه و برای نماز ظهر به زیارت حضرت رقیه رفتم و نماز مغرب را به زینبیه رفتم.

مراسم عرب‌ها و پاکستانی‌ها که در این ایام خیلی زیاد به سوریه مسافرت می‌کنند تا عصر تمام شده بود، وقتی خواستم وارد حرم بشوم، چشمم به آسفالت خیابان افتاد، شب بود و نور کافی هم نبود فقط تشخیص دادم که رنگ آسفالت، سیاه نیست. مثل اینکه چیزی ریخته باشد و با رنگ سیاه آسفالت قاطی شده باشد. یک رنگی درمایه‌های زرشکی خیلی تیره

کناره‌های خیابان هم پارچه و لباس های تکه تکه افتاده بود، دقت که کردم دیدم لباس‌ها خونی هستند و فهمیدم آن رنگ روی آسفالت هم رنگ خون بوده، نمی‌توانستم تصور کنم چند ساعت پیش آنجا چه خبر بوده، لباس‌های پاره پاره خونی، زمین غرق خون …

مغازه های اطراف حرم، اکثرا یک تلویزیون گذاشته بودند و فیلم مراسم عزاداری گذاشته بودند. عزاداری نبود، قمه‌زنی بود، زنجیرزنی با تیغ

حالم بد شده بود، یاد استفتاهای مراجع درباره قمه‌زنی افتادم و به این فکر می‌کردم که سوریه اکثریتش سنی مذهب هستند و حتی مسیحی و غیر مسلمان زیاد دارد.
کسی که همراهم بود وقتی حال مرا دید گفت: «روز عاشورا، برای زیارت آمدم زینبیه، کل حیاط صحن و محوطه بیرونش گروه‌های عزاداری پاکستانی و عرب بودند و در حال قمه‌زنی و همه جا هم خون بود و یکسری از مردم هم ایستاده بودند و نگاه می‌کردند، یک آقایی کنارم ایستاده بود و ازم پرسید که چیکار می‌کنند این ها؟ مشخص بود که شیعه نیست، من هم گفتم چیزی نیست این‌ها مجنون هستند، برگشت و گفت «کل الشیعه مجنون» »

“کل شیعه مجنون” این فقط یک جمله بود توسط یک نفر، همین می‌رود و می‌شود یک گزارش، یک خبر و بعد تبدیل می‌گردد به یک تفکر و نگرش
و بعد این می‌شود که وقتی در اینترنت کلمه عاشورا را به انگلیسی سرچ کنیم، نتایجی که می‌دهد این می‌شود و به یک غیر مسلمان که درباره عاشورا مثلا بخواهد تحقیق کند، این نتایج را می‌دهد.
…

همان ولایت رسول الله

هفته‌ی پیش در خبرگزاری‌ها استفتأ جدیدی از آیه الله خامنه ای پخش شد پیرامون التزام به ولایت فقیه و بازی جدیدی شد برای سایت ها و خبرگزاری‌های مخالف جمهوری اسلامی.

فتوای آقا حرف جدیدی نبود و آقا در حکم یک مجتهد،  پاسخ سوالی که از ایشان شده بود را داده‌اند.
بحث ولایت فقیه و وجود آن در جامعه به نظر من، به همان “دین و سیاست” برمی‌گردد و نظرات مختلفی که به جدائی یا عدم جدائی این‌دو وجود دارد.

امام خمینی (ره) شاید اولین فقیهی بودند (حداقل معاصر) که توانستند این مبحث را بغیر از بحث تئوری‌اش، وارد مرحله‌ی عمل کنند و با انقلاب سال پنجاه و هفت و تشکیل جمهوری اسلامی، عملا نشان دادند که این مبحث دینی، فقط بحث تئوری نیست و ثابت کردند که دین می‌تواند منشا حیات جمعی و زندگی اجتماعی و پاسخگو نیازهای مادی مردم، در کنار نیازهای معنوی انها باشد.

نظریه‌ی امام درباره‌ی ولایت فقیه در چند کتاب ایشان آمده، اولین‌بار در کتاب “کشف الاسرار” درباره‌ی ملاحظات حکومتی فقها نوشتند و بعد در کتاب های “الرساله” و “تحریر الوسیله” و هم‌چنین در مهم‌ترین کتابشان درباره‌ی زعامت سیاسی فقیه، کتاب “حکومت اسلامی”، در این زمینه نوشته‌اند.

نظرات امام درباره‌ی ولایت فقیه کاملا روشن و واضح است؛
در جائی ایشان می‌فرمایند
: “ مگر زمان پیغمبر اکرم سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در ان دوره عده ای روحانی بودند و عده دیگر سیاستمدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفای حق و ناحق زمان خلافت حضرا امیر سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بودند؟ این حرف‌ها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کردند تا دین از تصرف دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان بر کنار سازند. و ضمنا علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند. در این صورت می‌توانند بر مردم مسلط شده و پروت‌های ما را غارت کنند. منظور آنها همین است.”

و درباره‌ی تشکیل حکومت اسلامی و وظیفه‌ی ولایت فقیه گفته بودند: “عهده‌دار شدن حکومت فی حد ذاته شان و مقامی نیست، بلکه وسیله‌ی انجام وظیفه و اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه‌ی اسلام است. این مقام، حکومت و منصب نیست که به انسان، شان و منزلت دهد، بلکه این منزلت و مقام معنوی است که انسان را شایسته برای حکومت و مناصب اجتماعی می‌سازد.”

و هم چنین درباره‌ی ولایت فقیه گفته‌اند: “قضیه ولایت فقیه یک چیزى نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزى است که خداى تبارک و تعالى درست کرده است. همان ولایت رسول اللَّه هست. و اینها از ولایت رسول اللَّه هم می‌ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان -سلام اللَّه علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‌اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهاى آنها نمى‌تواند مسیر ملت ما را منحرف کند.”

سخنان ان زمان امام را در کنار صحبت‌های ره‌بر، علی‌الخصوص فتوای اخیرشان که فرموده اند: “ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌‌باشد” بگذاریم کاملا مشخص است که گفتمان امام و رهبری، یک گفتمان ست و یک دیدگاه.

جایگاه ولایت فقیه در دین و دنیای مردم، حرف امروز و دیروز و شخص خاصی نیست، این موضوع بحثی بوده که در اسلام وجود داشته است و نظرات مختلفی پیرامون آن داده شده است.

برای بیش‌تر دانستن درباره‌ی ولایت فقیه این کتاب‌ها پیشنهاد می‌شود:
– ولایت فقیه، امام خمینی، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (ره) ، تهران، ۱۳۷۴ ه. ش، وزیری، ۱۶۰ص.
– ولایت فقیه، جعفر کریمی، اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۷۳ ه. ش، وزیری، ۱۲۰ ص
– ولایت فقیه، آیت الله خزعلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه ۲، بخش فرهنگی، رقعی.
– ولایت فقیه، سید محمد هاشم دستغیب، کانون تربیت شیراز، ۱۳۶۳ ه. ش، رقعی.
– پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه، قسمت اول، آیت الله مصباح یزدی معاونت سیاسی تیپ ۸۳ امام جعفر صادق (ع)، رقعی، ۱۶ص، کتابخانه خبرگان.


در باب “صلوه” فقه در بحث نماز جماعت بحثی داریم درباره‌ی شرایط امام جماعت و اینکه اگر در یک زمانی، دو امام با شرایط یکسان بودند کدامیک اولی هست؛ أقرا و أفقه  و سن ِ‌بیشتر و هاشمی بودن و تقوا و … درجواب می‌آید.

حال تصور کنید کسی برود و از امام جماعت مسجدشان که اتفاقا سید هم هست این سوال را بپرسد (اگر تصورتان، مسجدی باشد که دو یا چند امام جماعت داشته باشد که یکی‌شان سید است، مثال واضح‌تر می‌شود) و آن شخص هم بر اساس آنچه از فقه خوانده و از احکام اسلام می‌داند به سوال، جواب دهد و بگوید: “در شرایطی که چند امام جماعت باشد، آنکه قرائتش از همه به‌تر است، آنکه داناتر است، آنکه سید است و …”

جواب این شخص به این معناست که منظور خودش بوده؟ یعنی این خکم را بیان کرده که اولویت خودش را برای امامت در نماز ثابت کند؟

بازنشر مطلب در گرداب

 

نمایشگاه مواد غذایی در مصلی تهران یا مسابقه بخور بخور

هر سال در اسفند ماه نمایشگاه‌های بهاره برای آسان و ارزان‌تر!!! خرید کردن مردم برای عید نوروز برگزار می‌شد و می‌شود.
چند سالیست مصلی!!! تهران محل برپایی نمایشگاه‌های مختلفی شده و امسال هم قرعهٔ نمایشگاه مواد غذایی به نام مصلی درامده است.

بعضی مزیت نمایشگاه‌های مواد غذایی را به این می‌دانند که ملت می‌توانند قبل از خرید جنس مورد نظرشان را امتحان کنند.

در نمایشگاه مصلی هم اکثر غرفه‌ها نمونه‌ای از جنس مورد فروششان را برای امتحان کیفیت و کمیت!!! توسط مشتریان، روی پیشخوان گذاشته بودند.
ولی انگار بعضی از مردمان باید مشتی!!! از جنس مورد نظر را بخورند تا کیفیت دستشان بیاید.

پسته، بادام، فندق، تخمه، کنسرو قرمه سبزی، قیمه، تن ماهی، رب گوجه، زیتون، شکلات، کاکائو، انواع ترشی، انواع مربا، ناگت مرغ، آلوچه، چای، نسکافه، آب میوه، حلواارده و حتی برنج هندی پخته شده.
فکر کنم اگر غرفه‌های فروش روغن نباتی هم درب چند قوطی را باز می‌گذاشتند، ملت از خوردن آن هم دریغ نمی‌کردند.

در فقه اسلامی بحثی وجود دارد به اسم «حق الماره» یعنی حق رهگذری که از کنار درخت میوه یا زراعتی می‌گذرد و می‌تواند بدون اذن صاحب آن و بدون پرداخت بهایی از ان میوه بخورد.
علما شرط استفاده از این حق را سه چیز شمرده‌اند:
۱- عبورش به قصد خوردن ار آن‌ها نباشد ۲- درختان و زرع را فاسد و تباه نسازد ۳- حق ندارد چیزی از آن را به همراه ببرد.
بعد از گذاشتن این سه شرط هم می‌گویند: بهتر است از خوردن ان بطور کلی صرف نظر کنند.

اینکه ارتباط «حق الماره» با «تست‌های محصولات نمایشگاه» چیست و آیا مقایسه ایندو با هم صحیح است یا خیر را بحثی ندارم. فقط خواستم بگویم در حق الماره احتیاط آن است که از مال بر سر راه استفاده نکنیم، حال صحیح است به عنوان «تست» که چه عرض کنم، جهت سیر شدن از محصولات عرضه شده در نمایشگاه استفاده کنیم؟

هرچند بگوییم صاحبان کالا راضی هستند و برای استفاده و خوردن، محصولاتشان را گذاشته‌اند ولی وضعی که من امسال در نمایشگاه مصلی دیدم، چیزی بیش از تست و امتحان کردن بود.

لقمه‌های شبهه ناک…

برای خالی نبودن عریضه

فصل امتحانهاست و همه مشغول درس خواندن    .

با اجازه ما هم بریم سر درس و مشقمون و ببینیم دعوای شهید اول و ثانی و کاتوزیان و صفایی بلاخره به کجا میرسه

پس فعلا با اجازه …. ولی برای خالی نبودن عریضه این جمله تقدیم به شما :

متواضع باشید ،

آنگاه دعاهیتان ابرها را خواهد شکافت

 و به عرش خدا خواهد رسید

التماس دعا