کتابهایی با موضوع انقلاب

داستان‌های انقلاب

نادر ابراهیمی نویسنده‌ای معروف است که کتابهای زیادی نیز در حوزه کودک و نوجوان نوشته است. در سالهای پیروزی انقلاب اسلامی، ابراهیمی چند جلد کتاب با موضوع انقلاب و مبارزات مردم علیه رژیم شاه برای نوجوانان نوشت و اولین‌بار در سال ۵۸ این کتابها منتشر شدند و در سالهای اخیر توسط انتشارات سوره مهر تجدید چاپ و نسخه الکترونیکی آنها نیز منتشر شد.

«نیروی هوایی»، «پدر چرا توی خانه مانده است»، «برادرت را صدا کن»، «جای او خالی»، «سحرگاهان همافران اعدام می‌شوند» پنج عنوان کتاب داستان نادر ابراهیمی هستند که وقایع انقلاب را با زبان داستان برای نوجوانان تعریف میکند. یکی از مزیت‌های مهم این کتابها نسبت به کتابهای مشابه نثر موزون و خاص ابراهیمی است که بخاطر آشنایی دقیقش با دنیای نوجوانان و توانایی بالایش در قصه نویسی، توانسته از خاطرات واقعی آن دوران داستانهایی خواندنی برای مخاطب نوجوان بنویسد. این کتابها برای نوجوانان دهه پنجاه و شصت نوشته شده است ولی برا نسل چهارم و پنجم انقلاب نیز جذاب و خواندنی است و آنها را با زمان و حال و هوای انقلاب آشنا می‌کند.

“نیروی هوایی” درباره پسر بچه ایست که در جریان حمله سربازهای رژیم به نیروی هوایی به آنها و نیروهای مردمی کمک می‌کند و در نهایت میتوانند بر سربازهای شاه پیروز شوند.

“پدر چرا توی خانه مانده است” درباره پسربچه‌ای است که پدر تمام دوستان محله‌شان توسط ساواک دستگیر شده‌اند جز پدر او. دوستانش به او نیش و کنایه میزنند و پسر گمان می‌کند پدرش خائن است تا روزی که ماموران به خانه آنها میریزند و پدر او را نیز می‌برند و پسر قصه از اینکه می‌فهمد پدر او نیز یک مبارز است، خوشحال می‌شود.

“برادرت را صدا کن” از زبان معصومه یک دختر نوجوان است و وقایع انقلاب در شهر جهرم را روایت می‌کند. معصومه به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می‌کند که پدرش زخمی می‌شود و در نهایت مردم شهر می‌توانند بر شهربانی و فرماندهی شهر پیروز شوند.

“جای او خالی” درباره منصور دانش‌آموز سیزده ساله ایست که از طرف مدرسه و بالاجبار در مراسماتی که برای شاه برگزار میشد، شرکت میکند ولی از این کار راضی نیست، تا روزی که می‌تواند در تظاهرات ضدشاه شرکت کند و شهید می‌شود.

زندگی مصور امام خمینی

موسسه نشر و چاپ عروج در هشت جلد زندگی امام خمینی را برای کودکان چاپ کرده است.

این کتابها در عین بیان و ادبیاتی قابل فهم برای مخاطب کودک، به شیوه تصویری و مصور کار شده‌اند و کودکان با این تصاویر در کنار توضیحات کتاب به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند. هر جلد از این هشت جلد به مقطعی از زندگی امام خمینی می‌پردازد و از کودکی ایشان تا مبارزات و پیروزی انقلاب را برای کودکان تعریف می‌کند.

جلد اول و دوم و سوم این مجموعه درباره تولد و ایام کودکی ایشان است.
جلد چهارم که فصل دانایی نام دارد به اوایل طلبگی و جوانی امام و ازدواجشان و ورودشان به مسائل سیاسی می‌پردازد.
در جلد پنجم با نام آغازگر فریاد، کودکان با شروع فعالیت ها و چرایی قیام امام ضد شاه آشنا می‌شوند.
جلد ششم مجموعه نیز که دور از وطن نام دارد، درباره تبعید امام به ترکیه و عراق و فعالیت‌های ایشان در زمان تبعید می‌باشد.
جلد هفتم نیز با نام روزگار تبعید، داستان و سرگذشت امام و یارانشان در عراق و فرانسه را با زبان کودکانه و تصاویری زیبا، برای مخاطب کودک شرح می‌دهد.
در جلد پایانی نیز که با نام رسول صبح چاپ شده است، کودک با حوادث زمان انقلاب و بازگشت امام به کشور و تشکیل دولت و اتفاقاتی مثل تسخیر لانه جاسوسی آمریکا آشنا می‌شود.

همانطور که اشاره کردیم این مجموعه هشت جلدی توسط انتشارات عروج که وابسته به موسسه حفظ آثار امام خمینی است،برای مخاطب کودک بصورت مصور چاپ شده است.

این مطلب در تاریخ هفده بهمن در روزنامه همشهری چاپ شده است.

عبای امام

از دیدار امام برمی‌گشت.
رفته بود توی فکر.

امام خواب دیده بود عبایش سوخته، به بهشتی گفته بود مواظب خودتان باشید.
می‌گفت از امام پرسیدم چرا؟
جواب داده بود :«آقای بهشتی، شما عبای من هستید”

وقت نماز مغرب و عشا تا چه زمانی است؟

چندوقت قبل، با یکی از دوستان‌م صحبت از وقت نماز عشا شد؛ دوستم معتقد بود تا اذان صبح می‌توانیم نماز عشا را بخوانیم و من معتقد بودم فقط تا نیمه‌شب می‌توانیم بخوانیم و بعدش نماز قضا می‌شود. به دنبال جواب قطعی سایت‌های مراجع را بررسی کردم و نظرات آنها را درآوردم؛ نظرات مختلف بود و البته همه مراجع در حالت اختیار بعد از نیمه‌شب‌شرعی نماز را قضا می‌دانستند.
برای بزرگ شدن عکس‌ها، روی آنها کلیک کنید.

امام خمینی:
آیه الله‌خامنه‌ای:

آیه‌الله سیستانی:

آیه‌الله مکارم:

آیه‌الله وحید خراسانی:

آیه‌الله صافی:

آیه‌الله نوری‌همدانی:

موج چهارده خرداد، یک خاطرهٔ مثال زدنی

یکسال پیش بود …
تقریبا همین روزها و در همین حال و هوایِ سالگردِ فوتِ امام

با چند نفر از دوستانِ فضای مجازی تصمیم گرفتیم، یک موجِ وبلاگی برای سالگرد امام راه بندازیم، فکر کردیم و قرار شد موضوعش بشود “خاطره ای از امام” خاطره از خودمان یا پدر و مادرمان یا یکی از آشناهایمان

موج را وبلاگ هابیل شروع کرد و طبق قانون نانوشته‌ی موج‌های وبلاگی، از چند وبلاگ دیگر دعوت کرد تا بنویسند و آنها هم از دیگران دعوت کردند و … شاخ و برگ موج شکل گرفت و بزرگ شد و به صد و شصت نوشته رسید.

این صد و شصت نوشته و صد و شصت وبلاگ‌نویس عدد کمی برای بازی‌های وبلاگی نبود + عددی بود که خودمان هم فکر نمی‌کردیم به این‌جا برسد.
ولی الان نمی‌خواهم درباره‌ی نوشته‌ها و خودِ موج بنویسم، که هرچه می‌خواستم بگویم و بنویسم همان پارسال و در مصاحبه‌ای که با “چارقد” داشتم، گفته ام؛ هدفم از نوشتن این مطلب، نوشتن درباره هماهنگی و همکاری بود که برای پیش‌برد این موج وجود داشت.

افراد زیادی برای این موج کمک کردند و هرکدام قسمتی از کارهای موج را انجام دادند که در آخرین پستِ وبلاگِ موج، از آنها یاد کردیم و عده دیگری هم بودند که هیچ‌وقت نخواستند و نمی‌خواهند که اسمی ازشان برده شود. شکل‌گیری و پیش رفتن موج، قسمت اعظم‌ و اصلی‌اش به خود وبلاگ‌نویسان و اهمیتی که به این موج و صاحب‌ش داشتند و نوشته‌هایی که نوشتند، مربوط بود و قسمتی هم به هماهنگی افرادی که موج را آغاز کرده بودند و سعی داشتند تا به بهترین نحو، این موج را در فضای مجازی هدایت و تبلیغ کنند تا بتوانند کمی وظیفه‌شان را در قبال این انقلاب و امام در فضای مجازی، انجام دهند.

موج چهارده خرداد

کمی که از آغاز موج گذشت، برای ثبت بهتر نوشته‌ها، تصمیم گرفتیم برای موج یک وبلاگ بزنیم و تمام نوشته‌های مربوط به این موج را در آن وبلاگ جمع کنیم. گوگل ریدر عامل خوبی بود برای فهمیدن آپدیت شدن وبلاگ‌هایی که به موج دعوت شده بودند. یعنی، هر وبلاگی که برای موج می‌نوشت و گروهی از دوستانش را به موج دعوت می‌کرد، آراس‌اس وبلاگ‌های دعوت شده به گودر اضافه میشد و وقتی پست مربوط به موج توسط هرکدام از وبلاگ‌ها نوشته میشد، به وبلاگ اصلی اضافه می‌کردیم. تصور کنید اضافه شدن صد و خورده ای وبلاگ به گودر را.

با دو سه نفر از بچه‌ها، هماهنگ کرده بودیم که هرکدام چه ساعتی از روز، وظیفه چک کردنِ وبلاگ‌ها را داشته باشیم تا هم نوشته‌ها سریع به وبلاگِ موج اضافه شوند و هم این چک کردن و اضافه کردن‌ها به وبلاگِ موج با هم و دوباره نشود.
بعضی از وبلاگ‌ها هم خودشان در قسمت نظراتِ وبلاگ نظر میگذاشتند و نوشته‌یشان را معرفی می‌کردند. غیر از کپی‌پیس مطالب نوشته شده در وبلاگ، آدرسِ تمام وبلاگ‌ها را در قسمتِ لینک‌های وبلاگِ موج قرار میدادیم تا لیستِ کاملِ وبلاگ‌ها در دسترس همه باشد.

چند نفر از دوستان، لطف کردند و برای وبلاگ، قالب طراحی کردند، چند نفر دیگر، مثلثی‌هایی درست کردند برای قرار دادن در گوشه وبلاگ ها و تبلیغ موج، عده‌ای از دوستان هم در سایتهای خبری و وبلاگ‌هایشان تبلیغ موج را کردند و از موج نوشتند؛ همه‌ی اینها دست به دست هم داد تا  یک کار گروهی و موفق در فضای مجازی شکا بگیرد و خاطره‌اش تا همیشه، برایمان بماند.

همکاری و هماهنگی که بین بچه‌ها بود، هنوز هم برای من به عنوان یک خاطره‌ی شیرین و شاید تکرار نشدنی باقی مانده و هروقت بخواهم یک کار دسته‌جمعی خوب و موفق را مثال بزنم، موج چهارده خرداد پارسال به ذهنم می‌آید. موج‌ی که فقط مجازی بود و تمام هماهنگی‌ها و برنامه‌هایش به صورت مجازی بوجود آمد و پیش رفت و الحمدلله به سرانجام رسید. موجی که به‌خاطر ادای دینِ هرچند مختصر به صاحب‌ش شروع شد و به عشق او ادامه یافت و شکوفا شد؛ الحمدلله.

بیستُ یک سال قبل

« به ملت‌های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران، الگو بگیرند و حکومت‌های جائر خود را در صورتی که به خواست ملت‌ها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاورند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید که مایه بدبختی مسلمانان، حکومت‌های وابسته به شرق و غرب می‌باشند.

اکیداً توصیه می‌کنم که به بوق‌های تبلیغاتی مخالفانِ اسلام و جمهوری اسلامی، گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرونن کنند که منافع ابرقدرت‌ها تأمین شود»

وصیت‌نامه سیاسی، الهی امام خمینی

همان ولایت رسول الله

هفته‌ی پیش در خبرگزاری‌ها استفتأ جدیدی از آیه الله خامنه ای پخش شد پیرامون التزام به ولایت فقیه و بازی جدیدی شد برای سایت ها و خبرگزاری‌های مخالف جمهوری اسلامی.

فتوای آقا حرف جدیدی نبود و آقا در حکم یک مجتهد،  پاسخ سوالی که از ایشان شده بود را داده‌اند.
بحث ولایت فقیه و وجود آن در جامعه به نظر من، به همان “دین و سیاست” برمی‌گردد و نظرات مختلفی که به جدائی یا عدم جدائی این‌دو وجود دارد.

امام خمینی (ره) شاید اولین فقیهی بودند (حداقل معاصر) که توانستند این مبحث را بغیر از بحث تئوری‌اش، وارد مرحله‌ی عمل کنند و با انقلاب سال پنجاه و هفت و تشکیل جمهوری اسلامی، عملا نشان دادند که این مبحث دینی، فقط بحث تئوری نیست و ثابت کردند که دین می‌تواند منشا حیات جمعی و زندگی اجتماعی و پاسخگو نیازهای مادی مردم، در کنار نیازهای معنوی انها باشد.

نظریه‌ی امام درباره‌ی ولایت فقیه در چند کتاب ایشان آمده، اولین‌بار در کتاب “کشف الاسرار” درباره‌ی ملاحظات حکومتی فقها نوشتند و بعد در کتاب های “الرساله” و “تحریر الوسیله” و هم‌چنین در مهم‌ترین کتابشان درباره‌ی زعامت سیاسی فقیه، کتاب “حکومت اسلامی”، در این زمینه نوشته‌اند.

نظرات امام درباره‌ی ولایت فقیه کاملا روشن و واضح است؛
در جائی ایشان می‌فرمایند
: “ مگر زمان پیغمبر اکرم سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در ان دوره عده ای روحانی بودند و عده دیگر سیاستمدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفای حق و ناحق زمان خلافت حضرا امیر سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بودند؟ این حرف‌ها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کردند تا دین از تصرف دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان بر کنار سازند. و ضمنا علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند. در این صورت می‌توانند بر مردم مسلط شده و پروت‌های ما را غارت کنند. منظور آنها همین است.”

و درباره‌ی تشکیل حکومت اسلامی و وظیفه‌ی ولایت فقیه گفته بودند: “عهده‌دار شدن حکومت فی حد ذاته شان و مقامی نیست، بلکه وسیله‌ی انجام وظیفه و اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه‌ی اسلام است. این مقام، حکومت و منصب نیست که به انسان، شان و منزلت دهد، بلکه این منزلت و مقام معنوی است که انسان را شایسته برای حکومت و مناصب اجتماعی می‌سازد.”

و هم چنین درباره‌ی ولایت فقیه گفته‌اند: “قضیه ولایت فقیه یک چیزى نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزى است که خداى تبارک و تعالى درست کرده است. همان ولایت رسول اللَّه هست. و اینها از ولایت رسول اللَّه هم می‌ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان -سلام اللَّه علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف‌اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهاى آنها نمى‌تواند مسیر ملت ما را منحرف کند.”

سخنان ان زمان امام را در کنار صحبت‌های ره‌بر، علی‌الخصوص فتوای اخیرشان که فرموده اند: “ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌‌باشد” بگذاریم کاملا مشخص است که گفتمان امام و رهبری، یک گفتمان ست و یک دیدگاه.

جایگاه ولایت فقیه در دین و دنیای مردم، حرف امروز و دیروز و شخص خاصی نیست، این موضوع بحثی بوده که در اسلام وجود داشته است و نظرات مختلفی پیرامون آن داده شده است.

برای بیش‌تر دانستن درباره‌ی ولایت فقیه این کتاب‌ها پیشنهاد می‌شود:
– ولایت فقیه، امام خمینی، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (ره) ، تهران، ۱۳۷۴ ه. ش، وزیری، ۱۶۰ص.
– ولایت فقیه، جعفر کریمی، اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۷۳ ه. ش، وزیری، ۱۲۰ ص
– ولایت فقیه، آیت الله خزعلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه ۲، بخش فرهنگی، رقعی.
– ولایت فقیه، سید محمد هاشم دستغیب، کانون تربیت شیراز، ۱۳۶۳ ه. ش، رقعی.
– پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه، قسمت اول، آیت الله مصباح یزدی معاونت سیاسی تیپ ۸۳ امام جعفر صادق (ع)، رقعی، ۱۶ص، کتابخانه خبرگان.


در باب “صلوه” فقه در بحث نماز جماعت بحثی داریم درباره‌ی شرایط امام جماعت و اینکه اگر در یک زمانی، دو امام با شرایط یکسان بودند کدامیک اولی هست؛ أقرا و أفقه  و سن ِ‌بیشتر و هاشمی بودن و تقوا و … درجواب می‌آید.

حال تصور کنید کسی برود و از امام جماعت مسجدشان که اتفاقا سید هم هست این سوال را بپرسد (اگر تصورتان، مسجدی باشد که دو یا چند امام جماعت داشته باشد که یکی‌شان سید است، مثال واضح‌تر می‌شود) و آن شخص هم بر اساس آنچه از فقه خوانده و از احکام اسلام می‌داند به سوال، جواب دهد و بگوید: “در شرایطی که چند امام جماعت باشد، آنکه قرائتش از همه به‌تر است، آنکه داناتر است، آنکه سید است و …”

جواب این شخص به این معناست که منظور خودش بوده؟ یعنی این خکم را بیان کرده که اولویت خودش را برای امامت در نماز ثابت کند؟

بازنشر مطلب در گرداب